نشانههای مــؤمــن (83)
«وَ لَا يَقْتَفِی أَثَراً»؛ مؤمن در جستجوی عیوب مردم نیست.
در زندگی فردی و اجتماعی، یکی از آفات بزرگ روح و روان انسان، گرفتار آمدن به بیماری «عیبجویی» است؛ عادتی ناپسند که نهتنها آرامش درون را از بین میبرد، بلکه فضای اجتماعی را نیز مسموم و بیاعتماد میسازد. برخی افراد چنان سرگرم جستوجوی لغزشهای دیگراناند که از خود و عیوب خویش غافل میمانند؛ گویی رسالت اصلیشان کشف خطای دیگران است. این روحیه، برخاسته از حس برتریجویی، خودفریبی و نادیده گرفتن کرامت انسانهاست.
اما در نگاه دین و در بیان امام علی (علیهالسلام)، مؤمن راستین اهل این کارها نیست. او نهتنها در پی یافتن خطای دیگران نیست، بلکه اگر لغزشی را ببیند، آن را پنهان میدارد و با نگاهی مشفقانه و اصلاحگرانه برخورد میکند. تعبیر کوتاه و پرمعنای «و لا يقتفي أثراً» گویای این حقیقت است که مؤمن هرگز به دنبال ردّ پای گناه یا لغزش کسی نمیگردد. او از تقفّی اثر و تعقیب عیوب دیگران پرهیز میکند، چراکه خوب میداند هر انسانی در معرض خطاست و پردهدری، مقدمه سقوط خود فرد است.
عیبجویی در آیینهٔ روایات
روایات پیشوایان دین، در رابطه باصفت عیبجویی از ابعاد مختلف مورد بحث قرارگرفته است؛ در موضوع اخلاقی، شاید بیشترین مطالب را به خود اختصاص داده باشد.
پیامبر اکرم (صلیالله علیه و آله) فرموده است: «طوبى لِمَن مَنَعَهُ عَيبُهُ عَن عُيوبِ المُؤمِنينَ مِن إخوانِهِ»؛ خوشا به حال آنکس كه عيب خودش، او را از پرداختن به عیبهای برادران مؤمنش بازدارد. (بحار الأنوار، ج ۷۷، ص ۱۲۶).
و نیز آن حضرت خطاب به ابوذر فرموده است: «لِيَحجُزْكَ عَنِ النّاسِ ما تَعلَمُ مِن نَفسِكَ و لا تَجِدْ عَلَيهِم فيما تَأتي (مِثلَهُ)»؛ بايد آنچه از [عيوب] خود میدانی تو را از خردهگیری بر مردم بازدارد و بر آنان به سبب كارهايى كه خودت مانند آنها را انجام میدهی، خشم مگير. (خصال، ص ۵۲۶).
امام علی (علیهالسلام) میفرماید: «يا عَبدَ اللّه ِ، لا تَعجَلْ في عَيبِ أحَدٍ (عَبدٍ) بِذَنبِهِ فلَعَلَّهُ مَغفورٌ لَهُ و لا تَأمَنْ عَلى نَفسِكَ صَغيرَ مَعصِيَةٍ فلَعَلَّكَ مُعَذَّبٌ عَلَيهِ، فَلْيَكفُفْ مَن عَلِمَ مِنكُم عَيبَ غَيرِهِ لِما يَعلَمُ مِن عَيبِ نَفسِهِ، وَ لْيَكُنِ الشُّكرُ شاغِلاً لَهُ عَلى مُعافاتِهِ مِمّا ابتُلِيَ بِهِ غَيرُهُ»؛ اى بندهٔ خدا! در خردهگیری از گناه كسى شتاب مكن؛ زيرا چهبسا كه او آمرزيده شده باشد؛ و در مورد خويش، به گناه كوچكى كه كرده اى، ايمن مباش؛ زيرا شايد كه به سبب آن عذاب شوى. پس هر يك از شما از ديگرى عيبى بداند، نبايد به خردهگیری از او بپردازد؛ زيرا میداند كه خود نيز عيبى دارد و بايد شكر اين موهبت كه عیبهایی كه در ديگران هست در او نيست، وى را به خود مشغول دارد [و از عیبجویی ديگران بازایستد]. (نهج البلاغة، خطبه ۱۴۰).
امام صادق (علیهالسلام) بیان نموده است: «أنفَعُ الأشياءِ لِلمَرءِ سَبقُهُ النّاسَ إلى عَيبِ نَفسِهِ»؛ سودمندترين چيزها براى آدمى، اين است كه در رسيدگى به عیبهای خود بر مردم پيشى گيرد (پيش از پرداختن به عيوب مردم به عیبهای خود بپردازد). (كافي، ج ۸، ص ۲۴۳).
و نیز از آن حضرت است: «إِذَا رَأَيْتُمُ الْعَبْدَ مُتَفَقِّداً لِذُنُوبِ النَّاسِ نَاسِياً لِذُنُوبِهِ فَاعْلَمُوا أَنَّهُ قَدْ مُكِرَ بِهِ»؛ هرگاه ديديد بنده گناهان مردم را میجوید و گناهان خودش را از ياد برده است، بدانيد كه گرفتار مكر [خدا] شده است. (وسائل الشيعه، ج15، ص 292).
تمامی این روایات نقلشده از پیامبر اکرم (صلیالله علیه و آله) و اهل بیت (علیهمالسلام)، بر یک اصل کلیدی تأکیددارند بر اینکه مؤمن بهجای تمرکز بر خطاهای دیگران، نگاه اصلاحی به خود دارد و زبان و دلش را از عیبجویی میپالاید. در یک کلمه، این روایات شرح مبسوط همان کلمهٔ کوتاه امام علی (علیهالسلام) هستند که مؤمن نه در پی عیب کسی میگردد، نه در پی رسوایی او؛ او مشغول اصلاح خویشتن است.
نتیجه:
این فراز از روایت همّام به یکی از مهمترین جلوههای سلامت روان و اخلاق اجتماعی مؤمن اشاره دارد؛ یعنی پرهیز از «تعقیب عیبهای دیگران». این تعبیر، ارتباطی روشن با مفهوم «عیبپوشی»، «مراقبهٔ نفس» و «اصلاح درونی» دارد؛ چراکه انسان وقتی در پی یافتن عیوب دیگران نباشد، فرصت و جرئت بیشتری برای دیدن کاستیهای خود مییابد. چنین نگاهی نهتنها موجب امنیت روانی جامعه میشود، بلکه ریشههای دشمنی، کینه و بیاعتمادی را نیز میخشکاند. این روایت با تعبیر کوتاه «و لا يقتفي أثراً» ناظر به همان نگرش ژرف اخلاقی است که مسیر رشد روحی را با «عیبپوشی» هموار میسازد.