نشانههای مــؤمــن (33)
« وَ مُرَاجَعَتُهُ تَفَهُّمٌ»؛و بازگشتِ او برای فهمیدن است.همیشه در پی درک صحیح موضوعات است و قبل از عمل به تفکر میپردازد.
مرحوم علامه مجلسی در توضیحاین جمله چنین آورده است: «و مراجعته أی معاودته فی السؤال، تفهّم أی لطلب الفهم لا للمجادلة»؛ یعنی بازگشت او در پرسش، برای طلب فهم و شناخت است، نه برای ستیزهجویی. (مرآة العقول، ج ۹:۲۲۴).
یکی از نشانههای برجسته مؤمن آن است که در مسیر علمآموزی و فهم دین، اگر چیزی را درنیابد یا در آن دچار تردید شود، بیهیچ شرم و یا لجاجتی بازمیگردد، دوباره میپرسد و پیگیر حقیقت میشود. این بازگشت از روی فروتنی و نیاز به درک است، نه برای مجادله و جدال.
مؤمن، حقیقتطلب است. او هرگز از اینکه نکته را نفهمیده، خجل نمیشود و غرور علمی ندارد. اگر لازم باشد، بار دیگر نزد استاد و یا عالمی میرود، باادب میپرسد و روشن شدن مطلب را طلب میکند. او در پی درک حقیقتاست، نه در پی برتریطلبی یا ابراز دانایی.
چنین رویکردی نهتنها نشانهٔ خضوع در برابر حقیقت، بلکه نشان رشد عقلی و کمال اخلاقی است. در فرهنگ دینی، پرسشگری باهدف تفهم، نهتنها مذموم نیست، بلکه ستوده است و نشانهٔ رشد و بصیرت دانسته شده است. قرآن کریم دربارهٔ پرسشگری میفرماید: «فَاسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ»؛ اگر نمیدانید، از اهل یاد و دانش بپرسید. (نحل: ۴۳).
پیامبر اکرم (ص) فرموده است: «سَائِلُوا الْعُلَمَاءَ وَ خَاطِبُوا الْحُكَمَاءَ وَ جَالِسُوا الْفُقَرَاءَ»؛ از دانشمندان پرسش كنيد و با حكما و خردمندان گفتگو و با تهيدستان همنشینی. (تحف العقول، ص 41).
«أَلَا لَا خَيْرَ فِي عِلْمٍ لَيْسَ فِيهِ تَفَهُّمٌ أَلَا لَا خَيْرَ فِي قِرَاءَةٍ لَيْسَ فِيهَا تَدَبُّرٌ»؛ آگاه باشید! علمی که در آن فهمی نباشد، فایدهای ندارد. بدانید! خواندن بیتدبر بیفایده است. (كافی، ج1، ص 36).
این جمله «وَ مُرَاجَعَتُهُ تَفَهُّمٌ» را با توجه به معنای «مراجعت» که به معنای بازگشتن است، فراتر از بازگشت برای سؤال و تکرار پرسش، موردبررسی قرارداد و آن اینکه، وقتی مؤمن همواره رفتار، گفتار و تعامل خود را دیگران موردبازنگری قرار میدهد تا ببیند اگر اشتباهی رخداده باشد درصدد اصلاح و جبران آن باشد و اگر درست بوده است دوباره انجامش دهد؛ بهعبارتدیگر، مؤمن کارهای گذشته را همیشه موردمحاسبه قرار میدهد و بازنگری میکند تا بفهمد درست بوده و یا نادرست.
بر این اساس، مؤمن در بازگشت به امور، در مطالعه، در تصمیمگیری، در تعامل با دیگران، اهل ژرفنگری و تأمل است؛ سطحینگری، عجله، شتاب در قضاوت و رفتار، باایمان او ناسازگار است.
پیامبر گرامی اسلام (ص) میفرماید: «إنَّ اللّهَ تَعالى يُحِبُّ إذا عَمِلَ أحَدُكُم عَمَلاً أن يُتقِنَهُ»؛ خداوند تعالی دوست دارد که هرگاه فردی از شما کاری کند آن را محکم (و بیعیب) انجام دهد. (نهج الفصاحة، ص 305).
نتیجه:
بازگشتِ مؤمن برای پرسش، نشانه اهتمام او به فهم عمیقتر و بهتر است، او اهل تکرار بیهوده یا مجادله بیثمر نیست، بلکه در پی آن است که حقیقت را با ژرفبینی و تأمل دریابد. این ویژگی، از او انسانی اهل درک، متواضع و اهل رشد میسازد که در مسیر معرفت، هرگز از پرسش بازنمیماند.
امام علی (ع) مؤمن را فردی معرفی میکند که عقل و اندیشه را راهنمای عمل خود قرار میدهد؛ بازگشتهای او همراه با درک است، نه تکرار. مؤمن وقتی به موضوعی بازمیگردد یا چیزی را دوباره بازخوانی میکند، در پی فهم دقیق آن است؛ بازگشتهای او همراه با اندیشه و درک است، نه صرف تکرار یا تقلید.
ادامه دارد