نشانه‌های مــؤمــن (32)
40 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

نشانه‌های مــؤمــن (32)
«وَ اسْتِفْهَامُهُ تَعَلُّمٌ‏»؛ پرسش مؤمن برای یادگیری و افزایش دانش است، نه برای فریب یا حاکم شدن.
امام علی (ع) نشانهٔ زیبای دیگری از سیمای مؤمن واقعی را آغاز می‌کند. در اینجا با یکی دیگر از ویژگی‌های مهم مؤمن روبه‌رو هستیم که در پیوند باعقل، تواضع و رشد علمی او قرار دارد. مؤمن وقتی سؤال می‌پرسد، هدفش آموختن است، نه جدال، نه نمایش فضل، نه به چالش کشیدن دیگران و نه حتی پیروزی در بحث. پرسش مؤمن برای دریافت حقیقت است، نه تحمیل رأی و نظر.
پرسش‌گری، اصل محوری
پرسش‌گری، یکی از ابزارهای مهم رشد انسانی است، ولی جهت و نیت آن تعیین می‌کند که پرسش، یا موجب تعالی می‌شود و یا موجب ضلالت و گمراهی. در این روایت، استفهام مؤمن از انگیزه‌ای پاک سرچشمه می‌گیرد:‌ «تعلّم» یعنی کسب علم و معرفت.
پرسش‌گری
درآیات
هدف از پرسش و سؤال کردن در قرآن کریم جهات مختلفی دارد که به برخی آن‌ها اشاره می‌شود:
1. برای آگاهی و دانستن است:
«وَ ما أَرْسَلْنا قَبْلَكَ إِلاَّ رِجالاً نُوحي‏ إِلَيْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُون‏»؛ ما پيش از تو، جز مردانى كه به آنان وحى مى‏كرديم، نفرستاديم! (همه انسان بودند و از جنس بشر!) اگر نمى‏دانيد، از آگاهان بپرسيد. (انبياء: 7؛ نحل: 43).
2. برای اتمام‌حجت؛ پرسش از حقايق و واقعیت‌ها که موجب اتمام‌حجت می‌شود: «سَلْ بَنِي إِسْرائِيلَ كَمْ آتَيْناهُمْ مِنْ آيَةٍ بَيِّنَةٍ ...»؛از بنی‌اسرائیل بپرس: «چه اندازه نشانه‏هاى روشن به آن‌ها داديم؟» (ولى آنان، نعمت‌ها و امكانات مادى و معنوى را كه خداوند در اختيارشان گذاشته بود، درراه غلط به كار گرفتند). (بقره: 211).
3. به جهت تفكّر است؛ پرسش از حقايق مورد غفلت، موجب تفكّر و تأمّل درباره آن: «قالُوا أَ أَنْتَ فَعَلْتَ هذا بِآلِهَتِنا يا إِبْراهيمُ؛ قالَ بَلْ فَعَلَهُ كَبيرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ»؛ (هنگامی‌که ابراهيم را حاضر كردند)، گفتند: تو اين كار را باخدایان ما كرده‏اى، اى ابراهيم؟! گفت: بلكه اين كار را بزرگشان كرده است! از آن‌ها بپرسيد اگر سخن مى‏گويند! (انبیاء: 63)
4. برای رفع ترديد، پرسش از عالمان اهل کتاب، مايه رفع ترديد در وحى بودن قرآن: «فَإِنْ كُنْتَ في‏ شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ فَسْئَلِ الَّذينَ يَقْرَؤُنَ الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكَ لَقَدْ جاءَكَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلا تَكُونَنَّ مِنَ المُمْتَرين‏»؛ و اگر در آنچه بر تو نازل كرده‏ايم ترديدى دارى، از كسانى كه پيش از تو كتاب آسمانى را مى‏خواندند بپرس، به‌یقین، «حق» از طرف پروردگارت به تو رسيده است؛ بنابراین، هرگز از ترديدكنندگان مباش! [مسلماً او ترديدى نداشت! اين درسى براى مردم بود!]. (یونس: 94).
5. سختى تكليف‏؛ سؤالات نا به‌جای بنى‏اسرائيل، موجب سخت‏تر شدن تكليف بر آنان: «وَ إِذْ قالَ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً قالُوا أَ تَتَّخِذُنا هُزُواً ... قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنا ما هِيَ‏ ... قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنا ما لَوْنُها ... قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنا ما هِيَ‏ ... قالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ لا ذَلُولٌ تُثِيرُ الْأَرْضَ وَ لا تَسْقِي الْحَرْثَ مُسَلَّمَةٌ لا شِيَةَ فِيها ... (بقره (2) 67-/ 71).
6. عبرت‏آموزى‏؛ پرسش از داستان يوسف (ع) و برادرانش، مايه عبرت‏آموزى: «لَقَدْ كانَ فِي يُوسُفَ وَ إِخْوَتِهِ آياتٌ لِلسَّائِلِينَ»؛ در (داستان) يوسف و برادرانش، نشانه‏ها (ى هدايت) براى سؤال‌کنندگان بود! (يوسف: 7)
7. سؤال‌های ناروا و بيجا که زمینه‌ساز كفر شد: «أَمْ تُرِيدُونَ أَنْ تَسْئَلُوا رَسُولَكُمْ كَما سُئِلَ مُوسى‏ مِنْ قَبْلُ وَ مَنْ يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالْإِيمانِ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِيلِ. (بقره: 108). يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَ إِنْ تَسْئَلُوا عَنْها حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّهُ عَنْها وَ اللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ‏ قَدْ سَأَلَها قَوْمٌ مِنْ قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِها كافِرِينَ. (مائده: 101 و 102).
8. سؤالات نابجا و بى‏مورد که موجب گمراهى افراد شد: «أَمْ تُريدُونَ أَنْ تَسْئَلُوا رَسُولَكُمْ كَما سُئِلَ مُوسى‏ مِنْ قَبْلُ وَ مَنْ يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالْإيمانِ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبيلِ»؛ آيا مى‏خواهيد از پيامبر خود، همان تقاضاى (نامعقولى را) بكنيد كه پیش‌ازاین، از موسى كردند؟! (و با اين بهانه‏جويى‏ها، از ايمان آوردن سرباز زدند.) كسى كه كفر را به‌جای ايمان بپذيرد، از راه مستقيم (عقل و فطرت) گمراه شده است. (بقره: 108). (برگرفته از فرهنگ قرآن، ج‏16: 349).
پرسشگری در روایات
در منابع روایی نیز پرسشگری که برای یادگرفتن باشد و مشکل عملی را از این طریق حل نماید مورد تشویق قرارگرفته است.
پيامبر اکرم (ص) فرموده است: « الْعِلْمُ‏ خَزَائِنُ وَ مِفْتَاحُهُ‏ السُّؤَالُ فَاسْأَلُوا يَرْحَمُكُمُ اللَّهُ فَإِنَّهُ يُؤْجَرُ فِيهِ أَرْبَعَةٌ السَّائِلُ وَ الْمُعَلِّمُ وَ الْمُسْتَمِعُ وَ الْمُحِبُّ لَهُمْ‏»؛ دانش گنجينه‌هايى است و كليدهاى آن‌ها پرسش است؛ پس رحمت خدا بر شما، بپرسيد كه براثر آن چهار نفر پاداش می‌یابند: پرسنده، گوينده، شنونده و دوستدار آنان. (بحارالأنوار، ج‏1: 197).
انسانی که در نهاد او انگیزهٔ یادگیری زنده است، از پرسیدن خجالت نمی‌کشد و هرگز نمی‌کوشد با پنهان‌کاری، جهل خود را پنهان کند. این نشانه‌ای از فروتنی علمی است.
برخی انسان‌ها، چنان‌که در قرآن  از بنی‌ اسرائیل یادشده است، با پرسش‌های پیاپی و بی‌اساس، راه هدایت را برخود می بندند.
نتیجه:
 امام علی (ع) از نشانه‌های برجستهٔ مؤمن، پرسشگری برای آموختن را بیان نموده است. پرسش‌گری مؤمن، نشانه زنده‌بودن عقل و دل اوست. او می‌پرسد تا بداند؛ چنین انسانی در مسیر رشد همیشگی قرار دارد، چون علم بدون سؤال، راهی به جان آدمی نمی‌یابد
. در قرآن کریم و سخنان پیامبر اکرم (ص) پرسشگری که برای یادگرفتن و آموختن باشد مورد تأکید قرارگرفته و به آن توصیه‌شده است.
ادامه دارد