عالمان شیعه غزنی
44 بازدید
ناشر: تهران، انتشارات عرفان
نقش: نویسنده
سال نشر: 1393
تعداد جلد : 1
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : گروهی
شماره چاپ : 1
زبان : فارسی
مقدمه 1 اهمیت و جایگاه عالمان در قرآن و روایات در قرآن کریم و روایات حضرات معصومین‌(ع) برای عالمان اهمیت و جایگاه والایی بیان شده است. قرآن کریم، خشیت و خدا‌ترسی را منحصر به عالمان و دانایان نموده می‌فرماید: «إِنَّما یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ إِنَّ اللَّهَ عَزیزٌ غَفُورٌ» ؛ از بندگان خدا تنها دانایانند که از او مى‏ترسند. آرى، خدا ارجمندِ آمرزنده است. در آیه دیگر، با استفهام انکاری، برابر و همسان‌بودن عالمان را با جاهلان، به صورت قطعی مورد نفی و انکار قرار می‌دهد؛ «قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذینَ لا یَعْلَمُونَ إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ» ؛ بگو! آیا کسانى که مى‏دانند و کسانى که نمى‏دانند، یکسانند؟ تنها خردمندانند که پند‌پذیرند. علم در این آیه و آیات دیگر قرآن، به معنى دانستن اصطلاحاتی چند، یا دانستن روابط مادى میان اشیاء، و به اصطلاح «science» نیست، بلکه منظور از آن معرفت و آگاهى خاصى است که انسان را به «قنوت»؛ یعنى اطاعت پروردگار، ترس از دادگاه او، و امید به رحمت خدا دعوت مى‏کند. علوم تجربى نیز، اگر در خدمت چنین معرفتى باشد، علم است، و اگر مایه غرور و غفلت و ظلم و فساد در زمین شود، ارزش ندارد. در روایات معصومین (ع) نیز جایگاه والایی برای عالمان دین ذکر شده است. پیامبر گرامی اسلام‌(ص) علما و دانشمندان امت خویش را بسان پیامبران بنی اسرائیل دانسته است. وَ قَال (ص)‏ «عُلَمَاءُ أُمَّتِی‏ کَأَنْبِیَاءِ بَنِی إِسْرَائِیل» ؛ و نیز فرموده است: «رَحِمَ اللَّهُ خُلَفَائِی فَقِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَنْ خُلَفَاؤُکَ قَالَ الَّذِینَ یُحْیُونَ سُنَّتِی وَ یُعَلِّمُونَهَا عِبَادَ اللَّه» ؛ خدا رحمت کند جانشینان مرا. پرسیدند: اى پیامبر خدا! جانشینان تو چه کسانند؟ فرمود: کسانى که سنت مرا زنده بدارند و آن را به بندگان خدا بیاموزند. و نیز از آن حضرت نقل شده است که فرمود: «الْفُقَهَاءُ أُمَنَاءُ الرُّسُل» ؛ فقیهان، امانت‌داران پیامبران هستند. امام علی (ع) خطاب به کمیل بن زیاد، در باره عالمان و دانشمندان، چنین می‌فرماید: «یاکُمَیْلُ هَلَکَ خُزَّانُ الْأَمْوَالِ وَ هُمْ أَحْیَاءٌ وَ الْعُلَمَاءُ بَاقُونَ مَا بَقِیَ الدَّهْرُ أَعْیَانُهُمْ مَفْقُودَةٌ وَ أَمْثَالُهُمْ فِی الْقُلُوبِ مَوْجُودَةٌ» ؛ اى کمیل! ثروت‌اندوزان بى‌تقوا مرده، گرچه به ظاهر زنده‏اند، امّا دانشمندان، تا دنیا برقرار است زنده‏اند، بدن‌هایشان گرچه در زمین پنهان، امّا یاد آنان در دلها همیشه زنده است. امام حسن عسکری (ع) از جد بزرگوارش امام صادق (ع) چنین نقل می‌کند: «بِالْإِسْنَادِ إِلَى أَبِی مُحَمَّدٍ الْعَسْکَرِیِّ‌(ع) قَالَ: قَالَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ الصَّادِقُ‌(ع) : عُلَمَاءُ شِیعَتِنَا مُرَابِطُونَ بِالثَّغْرِ الَّذِی یَلِی إِبْلِیسُ وَ عَفَارِیتُهُ یَمْنَعُونَهُمْ عَنِ الْخُرُوجِ عَلَى ضُعَفَاءِ شِیعَتِنَا وَ عَنْ أَنْ یَتَسَلَّطَ عَلَیْهِمْ إِبْلِیسُ وَ شِیعَتُهُ النَّوَاصِبُ» ؛ عالمان شیعه‌ی ما، نگهبان مرزهایی هستند، که ابلیس و افراد پلید او، در پشت آن سنگر گرفته‌اند و آنها را از تهاجم به ضعیفان شیعه‌ی ما باز می‌دارند و مانع تسلط ابلیس و پیروان ناصبی او می‌گردند. از آنچه ذکر شد، به خوبی در می‌یابیم که عالمان دین، ستارگان پرفروغ زمینیان، پاسداران حریم اسلام ناب، و حافظان حرمت کتاب و سنت هستند. بدون تردید، عالمان متعهد شیعه در طول تاریخ اسلام، و از آن جمله، در افغانستان، مهمّترین پایگاه برای حفظ و گسترش دین و مذهب و سنگربانان و مدافعان حریم تشیع بوده‌اند. سرگذشت و تاریخ پر افتخار عالمان دینی شیعه در افغانستان، نشان‌دهنده این واقعیت است که آنان، با تمام وجود، در راه حفظ و پاسداری از ارزش‌های دینی و مذهبی سعی و تلاش کرده و از جان و مالشان در این مسیر مایه گذاشته‌اند. روحانیت متعهد شیعه در افغانستان، همزمان در چند جبهه مبارزه داشته‌اند. در جبهه ضد استعماری و تهاجم بیگانگان به خاک افغانستان؛ روحانیان شیعه لباس رزم پوشیده و سنگر‌به‌سنگر، همگام با مدافعان حریم ملت و میهن، تا پای شهادت مبارزه کرده‌اند. در جبهه ضد استبدادی، زمانی که حاکمان و انحصار‌طلبان برای بقای حاکمیتشان انواع ظلم و ستم را بر مردم ما روا داشتند، روحانیت متعهد تشیع، با زبان و قلم و تحمّل زندان و شکنجه و تبعید، استبداد را به زانو در آورده‌اند. در جبهه مبارزه با جهل و بی‌سوادی، در روزگاری که در مناطق هزاره‌جات حتی کلاس ابتدایی وجود نداشت، بهترین عالمان دینی، وظیفه خود دانستند که در مکتب‌خانه‌های محلی بنشینند تا فرزندان وطن به کیمیای علم و دانش دست یابند. علاوه بر حضور فعال در این سه سنگر، در ثبت و ضبط حوادث تلخ و شیرین، آنچه که بر مردم ما گذشته است، باز همین عالمان دین بوده‌اند که با خطرپذیری، ریز و درشت وقایع را نگاشته‌اند، نمونه آن «سراج التواریخ» است که عالم فرزانه، علامه فیض‌محمد کاتب هزاره، از خود به یادگار گذاشته است. در حوادث پس از کودتای مارکسیستی تا به امروز، باز هم می‌بینیم که همین روحانیت متعهد شیعه‌ هستند که گاهی در قالب فرماندهی جنگ و جهاد در خط مقدم نبرد با متجاوزان سینه سپر ساخته‌اند؛ زمانی در سمت رهبری جامعه تشیع، سهم و حقوق آنان را مطالبه کرده و در این جهت ذره‌ای کوتاه نیامده‌اند. لذا به پاس خدمات و جان‌فشانی‌های ارزشمند این عالمان، سعی نمودیم تا گامی، هرچند کوچک، و ادای دینی، اگرچه ناچیز، در این باره برداریم. 2 جایگاه فرهنگی و پیشینه تاریخی غزنه غزنی، شهری است که با داشتن ده‌ها مکان تاریخی و باستانی، و با وجود مقبره‌ها و آرامگاه‌های شخصیت‌ها و چهره‌های معروف و پرآوازه فرهنگی، ادبی و تاریخی، شایستگی انتخاب‌شدن به پایتخت فرهنگی جهان اسلام را داشته و دارد. غزنی، در دوره غزنویان، از شهرهای مهم جهان اسلام به شمار می‌رفت و عروس‌‌البلاد نامیده می‌شد. سلطان محمود غزنوی، در مدت سی‌و‌چهار سال، جهان‌گشایی‌اش را به هندوستان، آسیای میانه و پارس، از همین شهر برنامه‌ریزی می‌کرد. از همین روی، غزنی بخشی از هویت فرهنگی و تاریخی با شکوه افغانستان به شمار می‌آید. از نظر تاریخی، غزنه قبل از اسلام وجود داشته و از جمله شهرهای آباد بوده است. غیر از روایت ثعالبی که غزنه را در زمان زال، شهری آباد دانسته، در شاهنامه فردوسی نیز به این نکته اشاره شده؛ آن‌جا که می‌گوید: گزین کرد خسرو به رستم سپرد بدو گفت کای نام بردار گرد ره سیستان گیر و برکش به گاه به هندوستان اندر آور سپاه ز غزنین برو تا به راه برین چو گردد تو را تاج و تخت و نگین بنا به گفته صاحب روضات‌‌‌الجنّات، در ناحیه غزنین 12000 مدرسه و مسجد با شکوه بوده است. البته صاحب برهان قاطع، فقط تعداد 1000 مدرسه در شهر غزنین ذکر می‌کند. مرحوم غبار نیز در رابطه با سابقه تمدنی غزنین، در دوره غزنویان، چنین تعریفی ارایه می‌دهد: «آسیاهای بادی و آبی و چرخ‌های آب‌کشی موجود بود، جو و گندم، پنبه و برنج، انگور و کشمش، بادام و پنیر، سرکه و شراب تولید می‌گردید. در پهلوی زراعت، صنایع نساجی، قالین‌بافی، فلزکاری، اسلحه و صابون و ظروف‌سازی پیشرفته بود. قسماً معادن نقره و سرب و سایر معدنیات کارآمد به کار افتاده بود... مساجد و مدارس با اوقاف فراوان در تمام شهرها آبادان و مراکز عمده تعلیم و تحصیل به شمار می‌رفت. اشخاص مشهوری مانند فردوسی و ابوریحان در غزنه زندگی داشتند. شهر غزنه که کانون ادب دری در آسیای وسطی بود، شعرایی چون عنصری و فرخی و سنایی و اسدی و مسعود سعد و ابوالفرج و سید حسن می‌پرورید.» در عهد سلطان محمود غزنوی، کتابخانه بزرگی در غزنه موجود بود، و هم او چند بند آب ساخته بود که یکی از آنها «بند سلطان» بود. این بندها تا دوره بابر شاه تیموری در غزنه آباد بود. فقاهت و عرفان اسلامی نیز در این دوره به سیر تکاملی خود دوام [ادامه] می‌داد. در فقه، رجالی مثل امام صعلوکی، آل تبانیان و قاضی صاعد؛ در تصوف ابو‌سعید ابی‌الخیر، ابوالحسن خرقانی، یحیی سجزی، ابوعبدالله طاقی، عبدالله انصاری، و هم‌چنین مؤلفین بزرگی چون ابوسلیمان خطابی، ابومنصور ثعالبی و ابن عبدالرحمان سلیمی پیدا می‌شد. فقها مورد احترام دولت و سهیم در امور دولت بودند، به سفارت‌ها در خارج مأمور می‌شدند و در امور مهمه طرف مشورت دولت قرار می‌گرفتند. موقعیت کنونی غزنین ولایت غَزنی، یا غزنین، یکی از سی و چهار ولایت افغانستان است. مرکز این ولایت شهر غزنی است و در شرق این کشور قرار دارد. شهر غزنین، مرکز ولایت غزنی و از شهرهای مرکزی افغانستان به شمار می‌رود. ساکنان شهر غزنین را «غزنوی» و در گویش عامه «غزنیچی» می‌نامند. موقعیت جغرافیایی این شهر در ارتفاع ۲۲۱۹ متری از سطح دریا است و در سراشیبی ارتفاعات سفیدکوه، که به سوی جنوب امتداد می‌یابد، قرار دارد و بین جاده قندهار-کابل درحدود 145 کیلومتری پایتخت، واقع شده است. در اطراف غزنین، آرامگاه‌های چند تن از شعرا و دانشمندان، نظیر مقبره ابوریحان بیرونی و سنایی غزنوی‌ واقع شده است. خرابه‌های غزنه قدیم، پایتخت سلسله غزنویان، در شمال‌شرقی این شهر، به فاصله پنج هزار متری آن قرار دارد. غزنین هم‌چنین به داشتن مناره‌های ستاره شکلی از قرن دوازدهم میلادی مشهور است. این مناره‌ها باقی‌مانده مسجد بهرامشاه هستند. اطراف این مناره‌ها، با طرح‌های هندسی تزیین داده شده‌اند. قسمت گنبد آنها خراب شده است. مکان‌های تاریخی غزنین در شهر غزنی مکان‌های تاریخی زیادی وجود دارد: 1. ارگ غزنین؛ 2. مناره‌های غزنین؛ 3. قصر سلطان مسعود غزنوی؛ 4. مقبره سبکتگین٬ بنیان‌گذار دودمان غزنوی؛ 5. مقبره سلطان محمود غزنوی؛ 6. آرامگاه سنایی غزنوی؛ 7. تپه سردار. مکان‌های دیدنی 1. باغ پیروزی؛ باغی که محل نشاط و شراب، و هم‌چنین، انجام تشریفات رسمی زمان غزنویان، خصوصاً سلطان مسعود غزنوی بوده است. مقبره سلطان محمود نیز بر طبق وصیت خودش در آن باغ است؛ 2. باغ صد‌هزار، یا باغ صد‌‌هزاره؛ 3. باغ محمودی؛ باغی که در زمان سلاطین غزنوی محل نشاط و شراب آنان بوده است؛ 4. باغ هزاردرخت؛ باغی ساخته سلطان محمود غزنوی. غزنین پایتخت فرهنگی جهان اسلام در نشست وزیران فرهنگ کشورهای اسلامی، از سوی سازمان فرهنگی اسیسکو و یونسکو، در سال 2007 میلادی، تصمیم گرفته شد که غزنی در سال 2013 میلادی پایتخت فرهنگ و تمدن کشورهای اسلامی نام‌گذاری شود. بالاخره عنوان پایتخت فرهنگ و تمدن جهان اسلام، در روز 24/1/1392 ش، طی مراسم ویژه‌ای از سوی سازمان فرهنگی اسیسکو و یونسکو، با حضور شماری از وزیران فرهنگ کشورهای اسلامی، به این شهر داده شد. به بهانه نام‌گذاری ولایت غزنین، به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام، تصمیم گرفتیم که از ستارگان علم و دانش و عالمان متعهد این ولایت، که سالیان درازی برای مردم این ساحه خدمات ارزنده و صادقانه داشته‌اند و در حقیقت پایتخت فرهنگی شدن غزنه مدیون قدم‌ها و قلم‌های آنان می‌باشد، و اینک آن عزیزان به باد فراموشی سپرده شده‌اند، یادی کرده باشیم، و نیز از شهیدان روحانیت، که حماسه‌سازان جهاد و مقاومتند، تجلیل کرده و هم‌چنین برخی از شخصیت‌های علمی و روحانیت جوانی را، که هم اکنون مشغول تحقیق و پژوهش‌ هستند، به جامعه و مردم افغانستان معرفی نماییم. قربانعلی فصیحی غزنوی مشهد مقدّس، تابستان 1392 ش