نیاز انسان به دعا و نیایش
1157 بازدید
تاریخ ارائه : 7/1/2013 11:11:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان

نیاز انسان به دعا و نیایش

وَ قَالَ عَلِیٌ(ع): «مَا الْمُبْتَلَى الَّذِي قَدِ اشْتَدَّ بِهِ الْبَلَاءُ بِأَحْوَجَ إِلَى الدُّعَاءِ مِنَ الْمُعَافَى الَّذِي لَا يَأْمَنُ الْبَلَاء»(1) ؛ آن كس كه شديداً به بلا مبتلا است محتاجتر به دعا نيست، از كسى كه مبتلا نيست ولى هر لحظه انتظار آن را مى‏كشد.                    

واژه  شناسی

بلاء:اصل« بلا» به معنى محبت كردن، دوستى و تفضل است؛ در لغت به معانى گوناگونى آمده است. به معنی خستگی و فرسودگی، امتحان و آزمایش نیز آمده است.

 به كسى كه سفر كرده است مى‏گويند: « بَلَاهُ سَفَرٌ»؛ يعنى مسافرت او را خسته و فرسوده كرد (يعنى أَبْلَاهُ السّفرُ)؛ بَلَوْتُهُ: او را آزمودم مثل اينست كه از زيادى آزمايش خسته‏اش كردم. و گفته مى‏شود غم و اندوه نيز بَلَاءً ناميده شده، از آن جهت كه جسم را فرسايش مى‏دهد. تكليف هم از جهاتى به بلاءً تعبير شده است: اوّل- اين كه تمام تكاليف به گونه‏اى براى تن و جسم سخت و مشكل است از اين جهت نوعى بلا هستند.

دوّم- اين كه تكليف، آزمونهایى است.

 سوّم- اين كه آزمون خداى تعالى از بندگان گاهى با مسرّت و سرورست تا سپاس گزارند و شكر كنند و گاهى نيز با ضررها و زيان‏هاست تا پايدارى و صبر پيشه كنند؛  پس محنت و منحت يعنى زحمت و رحمت، يا كوشش با رنج و كشش با بخشش، همگى آزمون و بلا است. وقتى كه گفته مى‏شود: «ابْتَلَى فلان كذا و أَبْلَاهُ»، اين ابتلاء متضمّن دو امر است:

اوّل- اين كه شناختن حال او به خودش و آگاهى بر آنچه را كه نمى‏داند و برايش مجهول است.

دوّم- ظهور و نماياندن خوبى يا بدى و يا نيكوكارى و زشتكاريش(2) ؛ البلاء: مصیبت و چیزی ناخوشایند.(3)

دعاء:دعا به معنى خواندن و حاجت خواستن و استمداد است و گاهى مطلق خواندن از آن اراده می شود. راغب گفته است: دعا گاهى در جاى‏ تسميه مي آيد؛ مثل: «دَعَوتُ اِبنِىَ هذا زَيداً»؛ يعنى او را زيد ناميدم. از مجمع البيان به دست مي آيد كه دعا مطلق خواندن و ندا دادن با صداى بلند است؛ بنا بر این، ندا از دعا اخصّ است. راغب مي گويد: دعا مثل ندا است؛ مگر آن كه ندا گاهى فقط خواندن است بدون ذكر اسم، ولى دعا بيشتر با ذكر اسم مي شود؛ مثل: اَى زيد. و در باب نون گفته: ندا بلند كردن صدا و اظهار آنست و گاهى به مجرد صدا اطلاق مي شود(3) ؛ دعاء: خواندن، حاجت خواستن، مدد طلبيدن. گاهى مطلق خواندن از آن مراد است.(5)                                         

معافی: از عفو، هم به معنى گذشت، بخشودن و ناديده گرفتن آمده و هم به معنى محو شدن و از بين رفتن كه هر دو نزديك به هم هستند. عفو به معنى زيادت و فراوانى نيز آمده است.(6)

اين سخن ترغيب در دعاست و چيزى كه آن حضرت فرموده حق است؛ زيرا كسى كه به ظاهر آسوده و بى‏بلاست در معنى مبتلاست. تا هنگامى كه آدمى در قيد زندگانى است به حقيقت از اهل بلاست، وانگهى از بلاهاى محسوس هم در امان نيست؛  بدين سبب واجب است كه به پيشگاه خدا تضرع كند كه او را از بلاهاى معنوى و محسوس به همه احوال نجات دهد. و ترديد نيست كه دعاها مؤثر است و براى آن اوقات اجابت معينى است و در اين مسأله هيچ يك از ارباب ملل و حكيمان اختلافى ندارند.(7)

نکته ها:

طبق معمول، نکاتی که در این حکمت شریف به چشم می خورد از این قرار می باشد.

1-   آدمی، در معرض گرفتاری و مشکلات.

از این که امام (ع) فرموده است، چه آن کسی که به بلا و گرفتاری دچار شده و یا آن شخصی که دچار بلا نشده است، هر دو نیاز مند دعا می باشند، معلوم می شود که آدمی همیشه در معرض گرفتاری و بلا خواهد بود.

2-   نیازمندی انسان به دعا و نیایش.

از کلام امام(ع) این برداشت قابل استفاده می باشد، که آدمی در هر شرایطی نیازمند به دعا و نیایش است.

3-   مانع و دافع بودن دعا و نیایش.

کلام امام(ع) چنین می رساند که دعا و نیایش،  جنبه ی مانعیت و بازدارندگی دارد؛ یعنی جلو بلا را می گیرد. کسی که حقیقتاً و از روی اخلاص از خداوند بخواهد که بلا و گرفتاری را از وی دفع نماید، چنین خواهد شد.

4-   دعا، وسیله رفع و از بین بردن بلا و گرفتاری.

این که حضرت می فرماید: فرد مبتلا نشده به بلا، بی نیاز از دعا و نیایش نیست، معنی آن این است که دعا و نیایش، علاوه بر جنبه باز دارندگی، خاصیت رفع کنندگی و برداشتن بلا و گرفتاری را نیز دارا می باشد.

5-   خداوند، دافع و رافع بلا و مشکلات.

از این که امام(ع) برای جلوگیری و یا رفع بلا و گرفتاری، آدمی را ترغیب به دعا و نیایش و درخواست از خداوند می نماید، معلوم و مشخص می گردد، که هیچ قدرتی، غیر از خداوند، توان رفع و یا دفع بلا و گرفتاری را از آدمی ندارد.

6-   تشویق و ترغیب به دعا و نیایش.

حضرت می فرماید: فرد مبتلا شده به بلا و فرد ی که هنوز دچار بلا نشده، هر دو به دعا نيازمندند، آن يكى براى نجات از گرفتارى و اين يكى براى دوام عافيت و ايمن شدن از رسيدن بلا. و اين سخن تشويق اهل عافيت به دعا و درخواست از خداست، تا خداوند به آنان توجّه كند و لطفش در باره ی آنان پايدار باشد.

دعا ، وسیله بازدارنده بلا

امام علی(ع) غیر از این حکمت، در موارد دیگر نیز، دعا و نیایش را تنها عامل بازدارنده ی بلا و گرفتاری بر می شمارد.

وَ قَالَ(ع): «سُوسُوا إِيمَانَكُمْ بِالصَّدَقَةِ وَ حَصِّنُوا أَمْوَالَكُمْ بِالزَّكَاةِ وَ ادْفَعُوا أَمْوَاجَ الْبَلَاءِ بِالدُّعَاءِ»(8) ؛  ايمان خود را با صدقه دادن، و اموالتان را با زكات دادن نگاه‏داريد، و امواج بلا را با دعا از خود برانيد.

«إِنَّ لِلَّهِ سُبْحَانَهُ سَطَوَاتٍ وَ نَقِمَاتٍ فَإِذَا نَزَلَتْ بِكُمْ فَادْفَعُوهَا بِالدُّعَاءِ فَإِنَّهُ لَا يَدْفَعُ الْبَلَاءَ إِلَّا الدُّعَاءُ»(9)؛ به راستى كه خداى تعالى را قهرها و عقوبتهايى است، و هر گاه به شما فرود آمد آنها را با دعا دفع كنيد (و باز گردانيد) كه به راستى دفع نمى‏كند بلا را جز دعا.

سطوات چیست؟

سطوات را امام صادق(ع) چنین تعریف می نماید: عَنْ زَيْدٍ الشَّحَّامِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ(ع) يَقُولُ: «احْذَرُوا سَطَوَاتِ اللَّهِ بِاللَّيْلِ وَ النَّهَارِ فَقُلْتُ: وَ مَا سَطَوَاتُ اللَّهِ؟ فَقَالَ: أَخْذُهُ عَلَى الْمَعَاصِي»(10) ؛ زيد شحام گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مى‏فرمود: بپرهيزيد از سطوات (قهر و غلبه) خداوند در شب و روز، عرض كردم: سطوات خدا چيست؟ فرمود: اين كه خداوند بندگان را به گناهانشان بگيرد و عذاب نمايد.

«بِالدُّعَاءِ يُسْتَدْفَعُ الْبَلَاءُ»(11) ؛ به وسيله ی دعا مى‏توان دفع بلا كرد.

وَ قَالَ(ع): «مَنْ سَرَّهُ أَنْ يُكْشَفَ عَنْهُ الْبَلَاءُ فَلْيُكْثِرْ مِنَ الدُّعَاءِ»(12) ؛ هر كس شادمانست كه بلا از او برطرف شود، بايد دعا زياد كند.

پیامبر اکرم(ص) می فرماید: « ثَلَاثُ خِصَالٍ يُدْرَكُ بِهَا خَيْرُ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ الشُّكْرُ عِنْدَ النَّعْمَاءِ وَ الصَّبْرُ عِنْدَ الضَّرَّاءِ وَ الدُّعَاءُ عِنْدَ الْبَلَاءِ»(13) ؛ سه خصلت است كه به آن سه خصلت خير دنيا و آخرت به دست مى‏آيد: سپاسگزارى در برابر نعمت‏هاى پروردگار، شكيبایى هنگام سختى‏ها و دعا هنگام رسيدن بلا.

عَنِ الرِّضَا(ع) قَالَ: « قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ (ع) إِنَّ الدُّعَاءَ وَ الْبَلَاءَ لَيَتَرَافَقَانِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ إِنَّ الدُّعَاءَ لَيَرُدُّ الْبَلَاءَ وَ قَدْ أُبْرِمَ إِبْرَاماً»(14) ؛ حضرت رضا (ع) فرمود: على بن الحسين(ع) فرموده: همانا دعا و بلا تا روز قيامت با هم رفاقت كنند، و همانا دعا برگرداند بلاء را كه به سختى ابرام شده است.

عَنْ أَبِي الْحَسَنِ (ع) قَالَ: «كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ (ع) يَقُولُ الدُّعَاءُ يَدْفَعُ الْبَلَاءَ النَّازِلَ وَ مَا لَمْ يَنْزِل‏»(15)؛

از حضرت رضا (ع) از حضرت علي بن الحسین(ع) حديث شده كه فرمود: دعا بلایى را كه نازل شده و آنچه نازل نشده دفع كند.

عَنْ أَبِي وَلَّادٍ قَالَ: «قَالَ أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى(ع) عَلَيْكُمْ بِالدُّعَاءِ فَإِنَّ الدُّعَاءَ لِلَّهِ وَ الطَّلَبَ إِلَى اللَّهِ يَرُدُّ الْبَلَاءَ وَ قَدْ قُدِّرَ وَ قُضِيَ وَ لَمْ يَبْقَ إِلَّا إِمْضَاؤُهُ فَإِذَا دُعِيَ اللَّهُ - عَزَّ وَ جَلَّ-  وَ سُئِلَ صَرَفَ الْبَلَاءَ صَرْفَة»(16)

ابو ولاد گويد: حضرت موسى بن جعفر- عليهما السلام-  فرمود: بر شما باد (كه ملازمت كنيد) به دعا؛ زيرا دعا به درگاه خدا و خواستن از او، برگرداند بلایى را كه مقدر شده و حكم بدان شده، و جز اجراى آن چيزى نمانده؛ پس چون خداى - عز و جل-  خوانده شد و از او درخواست شد، يكباره بلا را بگرداند.

قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع) «عَلَيْكُمْ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ بِكَثْرَةِ الِاسْتِغْفَارِ وَ الدُّعَاءِ فَأَمَّا الدُّعَاءُ فَيُدْفَعُ عَنْكُمْ بِهِ الْبَلَاءُ وَ أَمَّا الِاسْتِغْفَارُ فَتُمْحَى بِهِ ذُنُوبُكُمْ‏»(17) ؛ بر شما باد در ماه رمضان به كثرت استغفار و دعا؛ اما دعا وسيله ی دفع بلا است و اما استغفار وسيله ی محو گناهان شماست.

اهمیت  و جایگاه دعا

دعا و نیایش، مضافاً بر این که دفع کننده بلا و گرفتاری می باشد، در آموزه های دینی ما، جزء عبادات بلکه بالا ترین عبادات به حساب می آید. تعبیر هایی که در سخنان پیشوایان دین ما در باره ی دعا شده است گویای این حقیقت می باشد.

پیامبر اکرم(ص) می فرماید: « أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ الدُّعَاءُ»(18) ؛ بهترين عبادتها، دعا كردن است.

وَ قَالَ(ص): «الدُّعَاءُ مُخُّ الْعِبَادَةِ»(19) ؛ دعا، مغز عبادت است.

به همین جهت است که در باره امام علی(ع) فرزند برومندش امام صادق(ع) چنین بیان داشته است: «وَ كَانَ أَمِيُر الْمُؤْمِنِينَ رَجُلًا دَعَّاءً»(20) ؛  امير المؤمنين(ع) بسيار اهل دعا و نیایش بود.

دعا از ویژگی های پارسایان

هنگامی که امام علی(ع) ویژگی های پارسایان را بر می شمارد، یکی از ویژگی های آنان را دعا و نیایش ذکر می نماید.

وَ عَنْ نَوْفٍ الْبَكَالِيِّ قَالَ: «رَأَيْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ (ع) ذَاتَ لَيْلَةٍ وَ قَدْ خَرَجَ مِنْ فِرَاشِهِ فَنَظَرَ فِي النُّجُومِ فَقَالَ لِي يَا نَوْفُ أَ رَاقِدٌ أَنْتَ أَمْ رَامِقٌ؟ فَقُلْتُ بَلْ رَامِقٌ  فَقَالَ قَالَ يَا نَوْفُ طُوبَى لِلزَّاهِدِينَ فِي الدُّنْيَا الرَّاغِبِينَ فِي الْآخِرَةِ أُولَئِكَ قَوْمٌ اتَّخَذُوا الْأَرْضَ بِسَاطاً وَ تُرَابَهَا فِرَاشاً وَ مَاءَهَا طِيباً وَ الْقُرْآنَ شِعَاراً وَ الدُّعَاءَ دِثَاراً ثُمَّ قَرَضُوا الدُّنْيَا قَرْضاً عَلَى مِنْهَاجِ الْمَسِيحِ. يَا نَوْفُ إِنَّ دَاوُدَ ع قَامَ فِي مِثْلِ هَذِهِ السَّاعَةِ مِنَ اللَّيْلِ فَقَالَ إِنَّهَا لَسَاعَةٌ لَا يَدْعُو فِيهَا عَبْدٌ إِلَّا اسْتُجِيبَ لَهُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ عَشَّاراً أَوْ عَرِيفاً أَوْ شُرْطِيّاً أَوْ صَاحِبَ عَرْطَبَةٍ وَ هِيَ الطُّنْبُورُ أَوْ صَاحِبَ كَوْبَةٍ »(21) ؛ از نوف بكّالى  نقل شده، كه در يكى از شب‏ها، امام على(ع) را ديدم براى عبادت از بستر برخاست، نگاهى به ستارگان افكند، و به من فرمود: خوابى! يا بيدار؟ گفتم: بيدارم. فرمود: اى نوف! خوشا به حال آنان كه از دنياى حرام چشم پوشيدند، و دل به آخرت بستند. آنان مردمى هستند كه زمين را تخت، خاك را بستر، آب را عطر، و قرآن را پوشش زيرين، و دعا را لباس رویين خود قرار دادند، و با روش عيساى مسيح با دنيا بر خورد كردند. اى نوف! همانا داوود پيامبر- كه درود خدا بر او باد-  در چنين ساعتى از شب بر مى‏خاست، و مى‏گفت:  «اين ساعتى است كه دعاى هر بنده‏اى به اجابت مى‏رسد، جز با باج گيران، جاسوسان، شبگردان و نيروهاى انتظامى حكومت ستمگر، يا نوازنده طنبور و طبل».

امام علی(ع) در این کلام شریف خود، علاوه بر بر شماری ویژگی های زاهدان و پارسایان، زمان استجابت دعا را نیز بیان کرده است، که نیمه های شب، هنگام استجابت دعا می باشد.

دعا از ویژگی های مجاهدان صدر اسلام

پس از پذيرش «حكميّت» در صفيّن، يكى از ياران(22) گفت: ما را از حكميّت نهى فرمودى، سپس پذيرفتى و داور تعيين كردى! ما نمى‏دانيم كدام يك از اين دو كار درست است؟ امام دست بر روى دست كوبيد و با تأسف فرمود:

«أَيْنَ الْقَوْمُ الَّذِينَ دُعُوا إِلَى الْإِسْلَامِ فَقَبِلُوهُ وَ قَرَءُوا الْقُرْآنَ فَأَحْكَمُوهُ وَ هِيجُوا إِلَى الْجِهَادِ فَوَلِهُوا وَلَهَ اللِّقَاحِ إِلَى أَوْلَادِهَا وَ سَلَبُوا السُّيُوفَ أَغْمَادَهَا وَ أَخَذُوا بِأَطْرَافِ الْأَرْضِ زَحْفاً زَحْفاً وَ صَفّاً صَفّاً بَعْضٌ هَلَكَ وَ بَعْضٌ نَجَا لَا يُبَشَّرُونَ بِالْأَحْيَاءِ وَ لَا يُعَزَّوْنَ عَنِ‏ الْمَوْتَى مُرْهُ الْعُيُونِ مِنَ الْبُكَاءِ خُمْصُ الْبُطُونِ مِنَ الصِّيَامِ ذُبُلُ الشِّفَاهِ مِنَ الدُّعَاءِ صُفْرُ الْأَلْوَانِ مِنَ السَّهَرِ عَلَى وُجُوهِهِمْ غَبَرَةُ الْخَاشِعِينَ أُولَئِكَ إِخْوَانِي الذَّاهِبُونَ فَحَقَّ لَنَا أَنْ نَظْمَأَ إِلَيْهِمْ وَ نَعَضَّ الْأَيْدِي عَلَى فِرَاقِهِم‏»(23) ؛ كجا هستند مردمى كه به اسلام دعوت شده و پذيرفتند، قرآن تلاوت كردند و معانى آيات را شناختند، به سوى جهاد بر انگيخته شده چونان شترى كه به سوى بچّه خود روى مى‏آورد شيفته جهاد گرديدند، شمشيرها از نيام بر آوردند، و گرداگرد زمين را گروه گروه، صف به صف، احاطه كردند، بعضى شهيد، و برخى نجات يافتند. هيچ گاه از زنده ماندن كسى در ميدان جنگ شادمان نبودند، و در مرگ شهيدان نيازى به تسليت نداشتند، با گريه‏هاى طولانى از ترس خدا، چشم‏هايشان ناراحت، و از روزه‏دارى فراوان، شكم‏هايشان لاغر و به پشت چسبيده بود. لب‏هايشان از فراوانى دعا خشك، و رنگ‏هاى صورت از شب زنده‏دارى‏ها زرد، و بر چهره‏هايشان غبار خشوع و فروتنى نشسته بود. آنان برادران من هستند كه رفته‏اند، و بر ماست كه تشنه ملاقاتشان باشيم، و از اندوه و فراقشان انگشت حسرت به دندان بگيريم.

توصیه امام(ع) به دعا و نیایش

امام علی(ع) در نامه ای  به فرزندش امام حسن(ع) وی را توصیه و سفارش به دعا و نیایش می فرماید:

« وَ اعْلَمْ أَنَّ الَّذِي بِيَدِهِ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ قَدْ أَذِنَ لَكَ فِي الدُّعَاءِ وَ تَكَفَّلَ لَكَ بِالْإِجَابَةِ وَ أَمَرَكَ أَنْ تَسْأَلَهُ لِيُعْطِيَكَ وَ تَسْتَرْحِمَهُ لِيَرْحَمَكَ وَ لَمْ يَجْعَلْ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ مَنْ يَحْجُبُكَ عَنْهُ وَ لَمْ يُلْجِئْكَ إِلَى مَنْ يَشْفَعُ لَكَ إِلَيْهِ »(24) ؛ بدان، خدايى كه گنج‏هاى آسمان و زمين در دست اوست، به تو اجازه درخواست داده، و اجابت آن را به عهده گرفته است. تو را فرمان داده كه از او بخواهى تا عطا كند، درخواست رحمت كنى تا ببخشايد، و خداوند بين تو و خودش كسى را قرار نداده تا حجاب و فاصله ايجاد كند، و تو را مجبور نساخته كه به شفيع و واسطه‏اى پناه ببرى.

دعا و نیایش، توفیق الهی

دعا و نیایش، یک توفیق الهی است که نصیب هر کسی نمی شود، اگر خداوند بر بنده ای این توفیق را عنایت نماید، در های رحمت خود را بر روی وی گشوده است.

وَ قَالَ(ع):  «مَنْ أُعْطِيَ أَرْبَعاً لَمْ يُحْرَمْ أَرْبَعاً مَنْ أُعْطِيَ الدُّعَاءَ لَمْ يُحْرَمِ الْإِجَابَةَ وَ مَنْ أُعْطِيَ التَّوْبَةَ لَمْ يُحْرَمِ الْقَبُولَ وَ مَنْ أُعْطِيَ الِاسْتِغْفَارَ لَمْ يُحْرَمِ الْمَغْفِرَةَ وَ مَنْ أُعْطِيَ الشُّكْرَ لَمْ يُحْرَمِ الزِّيَادَة»(25) ؛ كسى را كه چهار چيز دادند، از چهار چيز محروم نباشد: با دعا از اجابت كردن و با توبه از پذيرفته شدند و با استغفار از آمرزش گناه و با شكرگزارى از فزونى نعمت‏ها.

و نیز فرموده است: « مَا كَانَ اللَّهُ لِيَفْتَحَ عَلَى عَبْدٍ بَابَ الشُّكْرِ وَ يُغْلِقَ عَنْهُ بَابَ الزِّيَادَةِ وَ لَا لِيَفْتَحَ عَلَى عَبْدٍ بَابَ الدُّعَاءِ وَ يُغْلِقَ عَنْهُ بَابَ الْإِجَابَةِ وَ لَا لِيَفْتَحَ لِعَبْدٍ بَابَ التَّوْبَةِ وَ يُغْلِقَ عَنْهُ بَابَ الْمَغْفِرَة»(26) ؛ خدا درِ شكرگزارى را بر بنده‏اى نمى‏گشايد كه درِ فزونى نعمت‏ها را بر او ببندد، و درِ دعا را بر روى او باز نمى‏كند كه درِ اجابت كردن را نگشايد، و درِ توبه كردن را باز نگذاشته كه درِ آمرزش را بسته نگهدارد.

ارزشمندی دعا و نیایش

در آموزه های دینی، دعا و نیایش، به اندازه ای ارزشمند است که خداوند بندگان خود را دچار گرفتاری می کند، تا دعا و تضرّع وی را بشنود. پیامبر اکرم(ص) می فرماید:

«إِنَّهُ سُبْحَانَهُ يَبْتَلِي الْعَبْدَ حَتَّى يَسْمَعَ دُعَاءَهُ وَ تَضَرُّعَه‏»(27) ؛ همانا خدا وند،  بنده را مبتلا مى‏كند، تا صداى دعايش را بشنود.

از پیامبر اکرم(ص) منقول است : « إِذَا أَذِنَ اللَّهُ لِعَبْدٍ فِي الدُّعَاءِ فَتَحَ لَهُ بَابَ الْإِجَابَةِ بِالرَّحْمَةِ وَ إِنَّهُ لَنْ يَهْلِكَ مَعَ الدُّعَاءِ هَالِكٌ وَ إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى يَغْضَبُ إِذَا تُرِكَ سُؤَالُهُ فَلْيَسْأَلْ أَحَدُكُمْ رَبَّهُ حَتَّى فِي شِسْعِ نَعْلِهِ إِذَا انْقَطَعَ إِنَّ سِلَاحَ الْمُؤْمِنِ الدُّعَاء»(28) ؛ هر گاه خدا براى بنده‏اش اجازه‏ى دعا بدهد به زودى خدا با رحمت خود در اجابت را به رويش باز كند. هر كس دعا كند نابود نمي شود و خدا بر بنده‏اى كه از او چيزى نخواهد؛  خشم مي كند و بايد بنده از خدا بخواهد اگر چه بند كفشش باشد و اسلحه‏ى مؤمن، دعا كردنست.

امام ششم (ع):

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ :«إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَعْلَمُ مَا يُرِيدُ الْعَبْدُ إِذَا دَعَا وَ لَكِنْ يُحِبُّ أَنْ يَبُثَّ إِلَيْهِ الْحَوَائِج‏»(29) ؛ خداوند حاجت بنده‏اش را ميداند ولى دوست دارد كه بنده‏اش بسيار اصرار كند.

بهترین سلاح

در روایات معصومین (ع) دعا ونیایش  بهترین سلاح معرفی شده است؛ سلاحی که انبیای الهی و مؤمنان واقعی حمل کنندگان این سلاح هستند.

امام علی(ع) می فرماید: «نِعْمَ السِّلَاحُ الدُّعَاءُ»(30) ؛ دعا، سلاح خوبى است.

و نیز فرموده است: «الدُّعَاءُ سِلَاحُ الْأَوْلِيَاءِ»(31) ؛ دعا، اسلحه اوليای الهى است.

پیامبر اکرم(ص) فرموده است: «إِنَّ سِلَاحَ الْمُؤْمِنِ الدُّعَاء»(32) ؛ همانا اسلحه‏ى مؤمن، دعا و نیایش است.

 عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) الدُّعَاءُ سِلَاحُ الْمُؤْمِنِ وَ عَمُودُ الدِّينِ وَ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْض‏ ‏»(33) ؛  امام صادق(ع) فرمود: رسول خدا (ص) فرموده: دعا سلاح مؤمن و ستون دين و نور آسمانها و زمين است.

قَالَ النَّبِيُّ(ص): «أَ لَا أَدُلُّكُمْ عَلَى سِلَاحٍ يُنْجِيكُمْ مِنْ أَعْدَائِكُمْ وَ يُدِرُّ أَرْزَاقَكُمْ قَالُوا بَلَى قَالَ تَدْعُونَ رَبَّكُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهَارِ فَإِنَّ سِلَاحَ الْمُؤْمِنِ الدُّعَاء»(34) ؛ پيغمبر (ص) فرمود: آيا شما را به سلاحى رهنمایى نكنم كه از دشمنتان نجات بخشد و روزى شما را فراوان و سرشار كند؟ گفتند: چرا، فرمود: به درگاه پروردگارتان در شب و روز دعا كنيد؛ زيرا سلاح مؤمن دعا است.

قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع): الدُّعَاءُ تُرْسُ الْمُؤْمِنِ»(35)؛ امير المؤمنين - عليه السلام-  فرمود: دعا، سپر مؤمن است.

عَنِ الرِّضَا(ع) «أَنَّهُ كَانَ يَقُولُ لِأَصْحَابِهِ عَلَيْكُمْ بِسِلَاحِ الْأَنْبِيَاءِ فَقِيلَ وَ مَا سِلَاحُ الْأَنْبِيَاءِ قَالَ الدُّعَاء»(36)؛ حضرت رضا-  عليه السّلام-  هميشه به اصحاب خود مي فرمود: بر شما باد به اسلحه ی پيمبران.  به او عرض شد: اسلحه ی پيمبران چيست؟ فرمود: دعا است.

امام صادق(ع) می فرماید:« إِنَّ الدُّعَاءَ أَنْفَذُ مِنَ السِّنَانِ»(37) ‏؛ دعا، از نيزه نافذتر است.

و نیز فرموده است:« الدُّعَاءُ أَنْفَذُ مِنَ السِّنَانِ الْحَدِيد»(38) ؛ دعا، از نيزه ی آهنین تيز و نافذتر است.

کلید نجات

دعا و نیایش کلید نجات و رستگاری است. امام علی (ع) در این باره می فرماید:

« الدُّعَاءُ مَفَاتِيحُ النَّجَاحِ وَ مَقَالِيدُ الْفَلَاحِ وَ خَيْرُ الدُّعَاءِ مَا صَدَرَ عَنْ صَدْرٍ نَقِيٍّ وَ قَلْبٍ تَقِيٍّ وَ فِي الْمُنَاجَاةِ سَبَبُ النَّجَاةِ وَ بِالْإِخْلَاصِ يَكُونُ الْخَلَاصُ فَإِذَا اشْتَدَّ الْفَزَعُ فَإِلَى اللَّهِ الْمَفْزَع‏»(39) ؛ دعا، كليدهاى نجات و كاميابى و گنجينه‏هاى رستگارى است و بهترين دعا، آن دعا است كه از سينه‏اى پاك و دلى پرهيزكار بر آيد، در مناجات، سبب نجات است و با اخلاص خلاصى آيد و چون بى‏تابى سخت گردد، پناه‏ جویى به درگاه خدا است.

دلایل تأخیر در اجابت دعا

امام علی(ع) در نامه خود به فرزندش امام حسن مجتبی، دلایل تأخیر و یا عدم استجابت دا را بیان فرموده است.

«وَ سَأَلْتَهُ مِنْ خَزَائِنِ رَحْمَتِهِ مَا لَا يَقْدِرُ عَلَى إِعْطَائِهِ غَيْرُهُ مِنْ زِيَادَةِ الْأَعْمَارِ وَ صِحَّةِ الْأَبْدَانِ وَ سَعَةِ الْأَرْزَاقِ ثُمَّ جَعَلَ فِي يَدَيْكَ مَفَاتِيحَ خَزَائِنِهِ بِمَا أَذِنَ لَكَ فِيهِ مِنْ مَسْأَلَتِهِ فَمَتَى شِئْتَ اسْتَفْتَحْتَ بِالدُّعَاءِ أَبْوَابَ نِعْمَتِهِ وَ اسْتَمْطَرْتَ شَآبِيبَ رَحْمَتِهِ فَلَا يُقَنِّطَنَّكَ إِبْطَاءُ إِجَابَتِهِ فَإِنَّ الْعَطِيَّةَ عَلَى قَدْرِ النِّيَّةِ وَ رُبَّمَا أُخِّرَتْ عَنْكَ الْإِجَابَةُ لِيَكُونَ ذَلِكَ أَعْظَمَ لِأَجْرِ السَّائِلِ وَ أَجْزَلَ لِعَطَاءِ الْآمِلِ وَ رُبَّمَا سَأَلْتَ الشَّيْ‏ءَ فَلَا تُؤْتَاهُ وَ أُوتِيتَ خَيْراً مِنْهُ عَاجِلًا أَوْ آجِلًا أَوْ صُرِفَ عَنْكَ لِمَا هُوَ خَيْرٌ لَكَ فَلَرُبَّ أَمْرٍ قَدْ طَلَبْتَهُ فِيهِ هَلَاكُ دِينِكَ لَوْ أُوتِيتَهُ فَلْتَكُنْ مَسْأَلَتُكَ فِيمَا يَبْقَى‏ لَكَ جَمَالُهُ وَ يُنْفَى عَنْكَ وَبَالُهُ فَالْمَالُ لَا يَبْقَى لَكَ وَ لَا تَبْقَى لَه‏»(40) ؛ و از گنجينه‏هاى رحمت او چيزهايى را درخواست كن كه جز او كسى نمى‏تواند عطا كند؛ مانند: عمر بيشتر، تندرستى بدن، و گشايش در روزى؛ سپس خداوند كليدهاى گنجينه‏هاى خود را در دست تو قرار داده كه به تو اجازه دعا كردن داد؛ پس هر گاه اراده كردى مى‏توانى با دعا، درهاى نعمت خدا را بگشايى، تا باران رحمت الهى بر تو ببارد.

هرگز از تأخير اجابت دعا نا اميد مباش؛ زيرا بخشش الهى به اندازه ی نيّت است؛ گاه، در اجابت دعا تأخير مى‏شود تا پاداش درخواست كننده بيشتر و جزاى آرزومند كامل‏تر شود؛ گاهى درخواست مى‏كنى امّا پاسخ داده نمى‏شود؛ زيرا بهتر از آنچه خواستى به زودى يا در وقت مشخّص، به تو خواهد بخشيد، يا به جهت اعطا بهتر از آنچه خواستى، دعا به اجابت نمى‏رسد؛ زيرا چه بسا خواسته‏هايى دارى كه اگر داده شود مايه ی هلاكت دين تو خواهد بود؛ پس خواسته‏هاى تو به گونه‏اى باشد كه جمال و زيبايى تو را تأمين، و رنج و سختى را از تو دور كند؛ پس نه مال دنيا براى تو پايدار، و نه تو براى مال دنيا باقى خواهى ماند.

شرایط دعا و نیایش

دعا و نیایش شرایطی دارد که به برخی از آنها امام علی(ع) اشاره نموده است.

وَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (ع): « لِلدُّعَاءِ شُرُوطٌ أَرْبَعَةٌ الْأَوَّلُ إِحْضَارُ النِّيَّةِ وَ الثَّانِي إِخْلَاصُ السَّرِيرَةِ وَ الثَّالِثُ مَعْرِفَةُ الْمَسْئُولِ وَ الرَّابِعُ الْإِنْصَافُ فِي الْمَسْأَلَة»(41) ؛ براى دعا چهار شرط است: اول توجه كامل به خدا؛ دوم سرشت با اخلاص؛  سوم شناختن خدا؛  چهارم انصاف در سؤال‏.

آداب دعا

دعا و نیایش، آدابی دارد که به برخی از آنها امام علی(ع) اشاره نموده است.

«عَلَيْكَ بِإِخْلَاصِ الدُّعَاءِ فَإِنَّهُ أَخْلَقُ بِالْإِجَابَة»(42) ؛ بر تو باد به  اخلاص در دعا؛ زیرا كه آن سزاوارترست به اجابت.

مراد از «اخلاص در دعا» اينست كه با كمال حضور قلب و توجّه کامل باشد و آميخته به ذكر و فكر ديگر نباشد.

«نِعْمَ عَوْنُ الدُّعَاءِ الْخُشُوعُ »(43) ؛ خشوع، خوب يارى كننده براى دعا است .

 قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ(ع): «كُلُّ دُعَاءٍ مَحْجُوبٌ عَنِ السَّمَاءِ حَتَّى تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏»(44) ؛ هيچ دعايى به آسمان راه نيابد تا آنگاه كه بر محمّد و آل او صلوات فرستاده شود.

عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ، عَنْ أَخِيهِ مُوسَى- عَلَيْهِ السَّلَامُ-  قَالَ: «التَّبَتُّلُ: أَنْ تُقَلِّبَ كَفَّيْكَ فِي الدُّعَاءِ. وَ الِابْتِهَالُ: أَنْ تَبْسُطَهُمَا وَ تُقَدِّمَهُمَا.وَ الرَّغْبَةُ: أَنْ تَسْتَقْبِلَ بِرَاحَتَيْكَ السَّمَاءَ وَ تَسْتَقْبِلَ بِهِمَا وَجْهَكَ. وَ الرَّهْبَةُ: أَنْ تُلْقِيَ كَفَّيْكَ وَ تَرْفَعَهُمَا إِلَى الْوَجْهِ. وَ التَّضَرُّعُ: أَنْ تُحَرِّكَ إِصْبَعَيْكَ وَ تُشِيرَ بِهِمَا. قَالَ أَبُو جَعْفَرِ بْنُ بَابَوَيْهِ فِي حَدِيثٍ آخَرَ: إِنَّ الْبَصْبَصَةَ: أَنْ تَرْفَعَ سَبَّابَتَيْكَ إِلَى السَّمَاءِ، وَ تُحَرِّكَهُمَا، وَ تَدْعُوَ»(45) ؛ از امام كاظم(ع) روايت شده است كه فرمود: تبتّل: اين است كه كفّ دو دستت را به دعا بردارى. ابتهال: اين است كه دستها را بگسترانى و پيش رو بدارى. رغبة: اين است كه رو به قبله بايستى و كف دستها را مقابل صورتت به جانب آسمان بگيرى. رهبة: اين است كه كف دو دستت را بگيرى و به جانب صورت بلند كنى. و تضرّع: اين است كه دو انگشتت را حركت دهى و با آنها اشاره نمايى.

توضيح: مرحوم شيخ صدوق (رض) نقل مى‏كند: بصبصة: اين است كه دو انگشت سبّابه‏ات را به جانب آسمان بردارى، حركت دهى و دعا كنى.

آنچه از روایات معصومین(ع) استفاده می شود، چهار مورد را از آداب دعا بر شمرده اند:

1-   صلوات فرستادن بر پیامبر(ص) و اهلبیت(ع)؛

2-   دست ها را بسوی آسمان بلند کردن؛

3-   رو به قبله ایستادن؛

4-   دست ها را مقابل صورت قرار دادن.

حضرت صادق امام جعفر صادق(ع) می فرماید:

«كُلُّ دُعَاءٍ لَا يَكُونُ قَبْلَهُ تَمْجِيدٌ فَهُوَ أَبْتَرُ إِنَّمَا التَّمْجِيدُ ثُمَّ الثَّنَاءُ قُلْتُ وَ مَا أَدْنَى مَا يُجْزِي مِنَ التَّمْجِيدِ قَالَ تَقُولُ اللَّهُمَّ أَنْتَ الْأَوَّلُ فَلَيْسَ قَبْلَكَ شَيْ‏ءٌ وَ أَنْتَ الْآخِرُ فَلَيْسَ بَعْدَكَ شَيْ‏ءٌ وَ أَنْتَ الظَّاهِرُ فَلَيْسَ فَوْقَكَ شَيْ‏ءٌ وَ أَنْتَ الْبَاطِنُ فَلَيْسَ دُونَكَ شَيْ‏ءٌ وَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ»(46) ؛ هر دعايى كه قبل آن، تمجيد نباشد ابتر و منقطع است؛ اول تمجيد بعد ثناء. راوى گويد: عرض كردم: كمترين چيزى كه به عنوان «تمجيد» كفايت مى‏كند چيست؟ فرمود: بگو: خدايا! تو آن اوّلى هستى كه قبل از تو چيزى نيست، تو آن آخرى هستى كه بعد از تو چيزى نيست، تو آن غالبى هستى كه برتر از تو چيزى نيست، تو آن سرّى هستى كه مخفى‏تر از تو چيزى نيست و تو عزيزى و حكيمى.

زمان  استجابت دعا

دعا و نیایش در هر زمانی ارزشمند است، اما مسلماً زمان های خاص و اوقات ویژه، تأثیر زیادی در دعا دارد.

عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (ع) قَالَ: «اغْتَنِمُوا الدُّعَاءَ عِنْدَ أَرْبَعٍ عِنْدَ قِرَاءَةِ الْقُرْآنِ وَ عِنْدَ الْأَذَانِ وَ عِنْدَ نُزُولِ الْغَيْثِ وَ عِنْدَ الْتِقَاءِ الصَّفَّيْنِ لِلشَّهَادَة»(47) ؛ در چهار وقت دعا را غنيمت دانيد: خواندن قران، گفتن اذان، آمدن باران، روبرو شدن صف‏هاى سپاه مسلمين در برابر كفار براى شهادت.

«عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلَامُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ فُتِحَتْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ، وَ أَبْوَابُ الْجِنَانِ وَ اسْتُجِيبَ الدُّعَاءُ، فَطُوبَى لِمَنْ رُفِعَ لَهُ عَمَلٌ صَالِحٌ »(48) ؛ از امام باقر- عليه السّلام-  روايت شده است كه فرمود: پيامبر اكرم-  صلّى اللَّه عليه و آله-  فرموده است: چون آفتاب غروب كند، درهاى آسمان گشوده گردد و درهاى بهشت باز شود و دعا به اجابت رسد؛ پس خوشا به حال كسى كه عمل صالحش بالا رود.

عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (ع) قَالَ: «كَانَ أَبِي إِذَا كَانَتْ لَهُ إِلَى اللَّهِ - عَزَّ وَ جَلَّ-  حَاجَةٌ طَلَبَهَا هَذِهِ السَّاعَةَ يَعْنِي زَوَالَ الشَّمْسِ‏»(49) ؛ از حضرت باقر (ع) نقل است : پدرم هر گاه حاجتى به حق داشت، وقت ظهر آن را از خدا مسألت مى‏نمود.

حضرت صادق (ع) فرمود:« اطْلُبُوا الدُّعَاءَ فِي أَرْبَعِ سَاعَاتٍ عِنْدَ هُبُوبِ الرِّيَاحِ وَ زَوَالِ الْأَفْيَاءِ وَ نُزُولِ الْقَطْرِ وَ أَوَّلِ قَطْرَةٍ مِنْ دَمِ الْقَتِيلِ الْمُؤْمِنِ الشَّهِيدِ فَإِنَّ أَبْوَابَ السَّمَاءِ تُفَتَّحُ عِنْدَ هَذِهِ الْأَشْيَاء»(50) ؛ در چهار وقت دعا كنيد: وقت وزش بادها، غروب خورشيد،  فرود آمدن باران و ريختن اولين‏ قطره خون شهيد. كه در اين اوقات درهاى آسمان به روى مردم باز مى‏شود.

و از آن حضرت (ع) است:« يُسْتَجَابُ الدُّعَاءُ فِي أَرْبَعٍ فِي الْوَتْرِ وَ بَعْدَ الْفَجْرِ وَ بَعْدَ الظُّهْرِ وَ بَعْدَ الْمَغْرِب»(51) ‏؛ دعا در چهار جا مستجاب است: در وتر (نماز شب) و بعد از فجر، و بعد از ظهر، و بعد از مغرب.

عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ قَالَ: « سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (ع) يَقُولُ: إِنَّ فِي اللَّيْلِ سَاعَةً لَا يُوَافِقُهَا عَبْدٌ مُسْلِمٌ يُصَلِّي وَ يَدْعُو اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهَا إِلَّا اسْتَجَابَ اللَّهُ تَعَالَى لَهُ فِي كُلِّ لَيْلَةٍ قُلْتُ أَصْلَحَكَ اللَّهُ وَ أَيُّ سَاعَةٍ هِيَ مِنَ اللَّيْلِ قَالَ إِذَا مَضَى نِصْفُ اللَّيْلِ وَ هِيَ السُّدُسُ الْأَوَّلُ مِنْ أَوَّلِ النِّصْف‏»(52)؛ عمر بن اذينه گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه فرمود: در شب ساعتى است كه هيچ مسلمانى در آن ساعت نماز نگذارد و دعا نكند، مگر آن كه خداوند دعاى او را مستجاب گرداند. پرسيدم: آن چه ساعتى است؟ فرمود: 1/ 6 اول از نيمه دوم شب.

رُوِيَ عَنِ النَّبِيِّ (ص): «أَنَّ الدُّعَاءَ بَيْنَ الْأَذَانِ وَ الْإِقَامَةِ لَا يُرَد»(53) ؛ دعا ميان بانگ نماز و قامت رد نشود.

          چون كه قامت كنند بهر نماز             رد نگردد دعا ز راه نياز

عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ الْبَاقِرِ (ع) قَالَ : « إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُحِبُّ مِنْ عِبَادِهِ الْمُؤْمِنِينَ كُلَّ عَبْدٍ دَعَّاءٍ فَعَلَيْكُمْ بِالدُّعَاءِ فِي السَّحَرِ إِلَى طُلُوعِ الشَّمْسِ فَإِنَّهَا سَاعَةٌ تُفَتَّحُ فِيهَا أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَ تُقَسَّمُ فِيهَا الْأَرْزَاقُ وَ تُقْضَى فِيهَا الْحَوَائِجُ الْعِظَام‏»(54) ؛ خداوند از ميان بندگان آدم بسيار دعاكننده را دوست دارد، بر شما باد كه از سحر تا بر آمد خورشيد دعا كنيد، كه در اين ساعت درهاى آسمان مفتوح مى‏گردد، روزيها تقسيم مى‏شود، و حاجت‏هاى بزرگ برآورده مى‏گردد.

فرصت مناسب برای دعا

دعا و نیایش، در حقیقت نجوای پنهانی و مستقیم با خداوند است که در آن آدمی هر آنچه دارد با خدای خود در میان می گذارد و از او کمک و مساعدت طلب می کند. این کار در چه حالات و فرصت هایی بهتر و به استجابت نزدیک تر است؟ امام علی(ع) و سایر امامان معصوم(ع) در این زمینه راهنمایی های بسیار ارزنده ای دارند.

1-    زمان رقّت قلب

یکی از فرصت ها، هنگامی است که قلب آدمی رقت پیدا کند، در این زمان است که با دل شکسته و توجه کامل و احساس نیازمندی و عجز و ناتوانی، دعا و نیایش، تأثیر گذار خواهد بود. پیامبر اکرم(ص) فرموده است:

«اغْتَنِمُوا الدُّعَاءَ عِنْد الرِّقَّةِ فَإِنَّها رَحمَةٌ»(55) ؛ وقتی قلب تان رقّت می گیرد، دعا را غنیمت بشمارید که این رحمت است.

امام صادق (ع) در این باره می فرماید: « إِذَا رَقَّ أَحَدُكُمْ فَلْيَدْعُ فَإِنَّ الْقَلْبَ لَا يَرِقُّ حَتَّى يَخْلُص»(56) ‏؛ چون قلب شما رقّت پيدا كرد، دعا كنيد كه قلب هر گاه رقّت آرد، خلاصى پيدا مي كند.

و نیز آن حضرت فرموده است: « إِذَا اقْشَعَرَّ جِلْدُكَ وَ دَمَعَتْ عَيْنَاكَ فَدُونَكَ دُونَكَ فَقَدْ نَجَحَ قَصْدُك»(57) ‏؛ هر گاه تنت به لرزه آمد و چشمانت پر آب شد، اين حالت را غنيمت شمار و از آن بهره گير و دعا كن، كه به مقصود نايل خواهى شد.

2- دعا با قلب زنده و شاداب

یکی دیگر از فرصت ها زمانی  است که قلب انسان دعا کننده در عین حالی که رقّت دارد و در برابر خداوند ذلیل و خوار است، از شادابی، نشاط و سر زندگی بر خوردار باشد. با دل مردگی و بی حالی نباید به سراغ دعا و نیایش رفت.

«وَ فِيمَا وَعَظَ اللَّهُ تَعَالَى بِهِ عِيسَى(ع) يَا عِيسَى أَذِلَّ لِي قَلْبَكَ وَ أَكْثِرْ ذِكْرِي فِي الْخَلَوَاتِ وَ اعْلَمْ أَنَّ سُرُورِي أَنْ تُبَصْبِصَ إِلَيَّ وَ كُنْ فِي ذَلِكَ حَيّاً وَ لَا تَكُنْ مَيِّتاً»(58)؛ از جمله مواعظ خداوند متعال به حضرت عيسى(ع)اين است كه فرمود:  اى عيسى! قلبت را در برابر من خوار و ذليل كن و مرا در خلوتها زياد به ياد بياور و بدان كه خوشحالى من در اين است كه با بيم و اميد به سوى من بيايى؛ اما مبادا با قلبى مرده چنين كنى، بلكه بايد قلبت زنده و با نشاط باشد.

موانع استجابت  دعا

عوامل بازدارنده استجابت دعا و نیایش فراوان است که در روایات معصومین(ع)  به برخی از آنها اشاره شده است.

1-    دل مشغولی

یکی از عوامل عدم اجابت دعا، دل مشغولی در هنگام دعا می باشد؛ یعنی  دعا کننده، زبانش مشغول دعا و نیایش است امام دلش به جاهای دیگر مشغول است. چنین فردی هر چه دعا و نیایش کند مورد اجابت قرار نخواهد گرفت. پیامبر اکرم می فرماید: « إِنَّ اللَّهَ لَا يَسْتَجِيبُ دُعَاءَ عَبْدِهِ وَ قَلْبُهُ لَاهٍ‏»(59) ؛ همانا خدا مستجاب نمي كند دعاى بنده‏اى را كه دلش مشغول لهو است.

«رُوِيَ أَنَّ مُوسَى(ع) مَرَّ بِرَجُلٍ سَاجِدٍ يَبْكِي وَ يَدْعُو وَ يَتَضَرَّعُ فَقَالَ مُوسَى يَا رَبِّ لَوْ كَانَتْ حَاجَةُ هَذَا الْعَبْدِ بِيَدِي لَقَضَيْتُهَا فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ يَا مُوسَى إِنَّهُ يَدْعُونِي وَ قَلْبُهُ مَشْغُولٌ بِغَنَمٍ لَهُ فَلَوْ سَجَدَ حَتَّى يَنْقَطِعَ صُلْبُهُ تَتَفَقَّأُ عَيْنَاهُ و لَمْ أَسْتَجِبْ لَهُ‏»(60) ؛ روايت شده كه حضرت موسى به مردى گذشت كه در حال سجود گريه مي كرد و زارى مى‏نمود و خدا را مي خواند، موسى عرض كرد: پروردگارا ! اگرحاجت اين بنده به دست من بود، مسلم برآورده مي كردم. خدا به موسى وحى فرستاد كه او مرا مي خواند ولى دلش به گوسفندانش مشغول است؛ پس اگر آنقدر مرا سجده كند كه مهره‏هاى پشتش خشك شود و ديدگانش نابينا، دعايش را مستجاب نكنم.

2-   حرام خواری

حرام خواری یکی دیگر از عوامل است که دعا را از استجابت باز می دارد. پیامبر اکرم(ص) می فرماید: «إِنَّ الْعَبْدَ لَيَرْفَعُ يَدَهُ إِلَى اللَّهِ وَ مَطْعَمُهُ حَرَامٌ فَكَيْفَ يُسْتَجَابُ لَهُ وَ هَذَا حَالُه‏ُُ»(61) ؛ همانا بنده دستهايش را بسوى خدا بلند مي كند و حال آن كه خوراكش حرام است و لباسش حرام است‏؛ با اين حالت چطور براى او دعا مستجاب مى‏شود!

3-غفلت

غفلت و بی توجهی، یکی دیگر از عوامل عدم اجابت دعا و نیایش به شمار می آید.

پیامبر اکرم(ص) فرمود: «يَا عَلِيُّ لَا يَقْبَلُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ دُعَاءَ قَلْبٍ سَاه‏»(62) ؛ اى على! خداوند دعاى دل غافل را نمى‏پذيرد.

امام صادق(ع) می فرماید: «عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ عَمْرٍو قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع): يَقُولُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَا يَسْتَجِيبُ دُعَاءً بِظَهْرِ قَلْبٍ سَاهٍ فَإِذَا دَعَوْتَ فَأَقْبِلْ بِقَلْبِكَ ثُمَّ اسْتَيْقِنْ بِالْإِجَابَة»(63) ؛ سلیمان بن عمرو نقل کرده می گوید: از امام صادق(ع) شنیدم که آن حضرت (ع) فرمود: دعايى كه از روى بى‏توجهى و غفلت باشد مستجاب نمى‏گردد؛ پس از ته دل به خدا توجه كن و بعد به استجابت دعا يقين داشته باش.

رسول خدا(ص) فرموده است:« ادْعُوا اللَّهَ وَ أَنْتُمْ مُوقِنُونَ بِالْإِجَابَةِ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ لَا يَقْبَلُ دُعَاءً مِنْ قَلْبٍ غَافِل‏»(64) ؛ بخوانيد خدا را درحالی كه يقين به ا جايت داريد، بخوانید. بدانید كه خدا، دعاى دل بي خبر را نمى‏پذيرد.

4- گناه

گناه و جرم، از عوامل عمده ی به اجابت نرسیدن دعا و نیایش است. امام علی(ع) می فرماید:

« لَا تَسْتَبْطِئْ إِجَابَةَ دُعَائِكَ وَ قَدْ سَدَدْتَ طَرِيقَهُ بِالذُّنُوبِ »(65)؛  دير مشمار زمان اجابت دعاى خود را در صورتى كه راه آن را با گناهان بسته‏اى.

 و نیز فرموده است: «الْمَعْصِيَةُ تَمْنَعُ الْإِجَابَةَ»(66) ؛ عصيان و نافرمانى خداوند، مانع اجابت دعا و قبول آن گردد.

    قَالَ الصَّادِقُ(ع): «أَرْبَعَةٌ لَا يُسْتَجَابُ لَهُمْ دُعَاءٌ رَجُلٌ جَالِسٌ فِي بَيْتِهِ يَقُولُ يَا رَبِّ ارْزُقْنِي فَيَقُولُ لَهُ أَ لَمْ آمُرْكَ بِالطَّلَبِ وَ رَجُلٌ كَانَتْ لَهُ امْرَأَةٌ فَدَعَا عَلَيْهَا فَيَقُولُ أَ لَمْ أَجْعَلْ أَمْرَهَا بِيَدِكَ وَ رَجُلٌ كَانَ لَهُ مَالٌ فَأَفْسَدَهُ فَيَقُولُ يَا رَبِّ ارْزُقْنِي فَيَقُولُ لَهُ أَ لَمْ آمُرْكَ بِالاقْتِصَادِ أَ لَمْ آمُرْكَ بِالْإِصْلَاحِ ثُمَّ قَرَأَ (وَ الَّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً ) (67) وَ رَجُلٌ كَانَ لَهُ مَالٌ فَأَدَانَهُ بِغَيْرِ بَيِّنَةٍ فَيَقُولُ أَ لَمْ آمُرْكَ بِالشَّهَادَة»(68) ؛  امام صادق(ع) فرمود: چهار نفر هستند كه دعاى آنها مستجاب نمى‏گردد.

اول: مردى كه در خانه‏اش قرار گيرد و بگويد خداوندا مرا روزى بده، خداوند به او مى‏فرمايد: مگر من شما را امر نكرده‏ام روزى را طلب كنيد.

دوم: مردى زن دارد و او را نفرين مى‏كند، خداوند مى‏فرمايد: من اختيار او را در دست تو قرار داده‏ام.

سوم: مردى كه ثروت داشته و آن را در راه غير مشروع صرف كرده است و بعد از خداوند، روزى، طلب مى‏كند.

خداوند در پاسخ او مى‏فرمايد: مگر من به شما دستور ندادم در زندگى مقتصد باشيد و راه صلاح را در پيش گيريد، و بعد اين آيه شريفه را تلاوت كردند : كسانى كه هنگام انفاق زياده روى ندارند، و از انفاق هم خوددارى نمى‏كنند و ميانه‏رو مى‏باشند.

چهارم: مردى كه مالى داشته باشد و بدون بينه و شاهد آن را وام دهد؛  خداوند به او مى‏گويد: مگر من امر نكردم در هنگام وام دادن شاهد و بينه بگيريد.

5- قساوت قلب

یکی دیگر از عوامل بازدارنده دعا، قساوت قلب است که اگر کسی در این حالت دعا کند مورد اجابت واقع نخواهد شد.

اما صادق(ع) می فرماید: « إِنَّ اللَّهَ - عَزَّ وَ جَلَّ -  لَا يَسْتَجِيبُ دُعَاءً بِظَهْرِ قَلْبٍ قَاسٍ وَ مَنْ لَمْ يَتَقَدَّمْ فِي الدُّعَاءِ لَمْ يَسْمَعْ مِنْهُ إِذَا نَزَلَ بِهِ الْبَلَاءُ»(69) ؛ از امام صادق (ع) نقل شده كه فرمود: خداوند دعایى را كه از دلى سخت برخاسته است مستجاب نمى‏كند. و كسى كه قبلاً دعا نكرده باشد، دعايش هنگام بلا شنيده نخواهد شد.

کسانی که دعای شان مستجاب می شود

کسانی که دعای شان مورد استجابت پروردگار قرار می گیرد، در روایات معصومین(ع) چنین بیان شده است.

1-    دعای مؤمن در حق مؤمن

مؤمنی که در حق برادر مؤمن خود دعا نماید، قطعاً مورد اجابت خداوند قرار می گیرد.

امام صادق(ع) می فرماید:« دُعَاءُ الْمُؤْمِنِ لِلْمُؤْمِنِ يَدْفَعُ عَنْهُ الْبَلَاءَ وَ يُدِرُّ عَلَيْهِ الرِّزْقَ»(70)؛ دعاى مؤمن براى مؤمن دفع بلا كند و روزى او را روان سازد.

و نیز آن حضرت  فرموده است:

« دُعَاءُ الْمُسْلِمِ لِأَخِيهِ بِظَهْرِ الْغَيْبِ يَسُوقُ إِلَى الدَّاعِي الرِّزْقَ وَ يَصْرِفُ عَنْهُ الْبَلَاءَ وَ تَقُولُ لَهُ الْمَلَائِكَةُ لَكَ مِثْلَاه‏»(71) ؛ دعاى مسلمان در باره ی برادر غایبش روزى را به سوى دعاگو كشاند و بلا را از او برگرداند و فرشتگان به او گويند: دو برابر آنچه براى برادرت خواستى از آن توست.

2-   دعای چهار کس

دعای چهار کس مورد قبول واقع می گردد: 1- پدر برای فرزند؛ 2- مظلوم بر ظالم؛ 3- عمره گذار؛ 4- روزه دار.

رُوِيَ بِإِسْنَادٍ صَحِيحٍ عَنِ النَّبِيِّ(ص) قَالَ :« أَرْبَعَةٌ لَا تُرَدُّ لَهُمْ دَعْوَةٌ وَ تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَ تَصِيرُ إِلَى الْعَرْشِ دُعَاءُ الْوَالِدِ لِوَلَدِهِ وَ الْمَظْلُومِ عَلَى مَنْ ظَلَمَهُ وَ الْمُعْتَمِرِ حَتَّى يَرْجِعَ وَ الصَّائِمِ حَتَّى يُفْطِر»(72) ؛ چهار كس دعاى ايشان رد نمي شود و گشاده مى‏شود از براى آنها درهاى آسمان و مي رسد به عرش: دعاى پدر از براى فرزند و مظلوم بر ظالم و آن كه عمره آورد تا آن كه باز گردد و روزه دار تا آن كه افطار كند.

رسول گرامی اسلام(ص) فرموده است: « دُعَاءُ الْوَالِدِ لِوَلَدِهِ كَدُعَاءِ النَّبِيِّ لِأُمَّتِه‏ِِ»(73) ؛ دعای پدر برای فرزند، همانند دعای پیامبر برای امت است.

قَالَ(ص): «دَعْوَةُ الْمَظْلُومِ مُسْتَجَابَةٌ وَ إِنْ كَانَ فَاجِراً فَفُجُورُهُ عَلَى نَفْسِهِ»(74) ‏؛ دعای مظلوم مستجاب می شود هرچند بدکار باشد، بدی وی به خودش بر می گردد.

در روایت دیگر، پنچ کس را ذکر نموده است.

رُوِيَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ‏: « خَمْسُ دَعَوَاتٍ لَا يُحْجَبْنَ عَنِ الرَّبِّ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى دَعْوَةُ الْإِمَامِ الْمُقْسِطِ وَ دَعْوَةُ الْمَظْلُومِ يَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَأَنْتَقِمَنَّ لَكَ وَ لَوْ بَعْدَ حِينٍ وَ الْوَلَدُ الصَّالِحُ لِوَالِدَيْهِ وَ الْوَالِدُ الصَّالِحُ لِوَلَدِهِ وَ دَعْوَةُ الْمُؤْمِنِ لِأَخِيهِ بِظَهْرِ الْغَيْبِ فَيَقُولُ وَ لَكَ مِثْلُهُ»(75) ؛ عبد الله بن سنان از امام صادق - عليه السلام-  روايت كرده است که  فرمود: پنج دعاست كه از پروردگار تبارك و تعالى محجوب نمى‏شود: دعاى پيشواى عادل و دعاى مظلوم، خداى تعالى مى‏فرمايد: من، اگر چه بعد از مدتى، براى تو انتقام مى‏گيرم. و دعاى فرزند صالح براى پدر و مادرش و پدر صالح براى فرزندش و دعاى مؤمن در غياب مؤمن براى او، خداى تعالى مى‏فرمايد: و براى تو مثل آن باد.

3- دعای کودکان مسلمان

امام رضا(ع) از پیامبر اکرم(ص) نقل کرده است که دعای کودکان تا زمانی که به گناه آلوده نشدند مورد اجابت قرار می گیرد.

وَ بِإِسْنَادِهِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): « دُعَاءُ أَطْفَالِ أُمَّتِي مُسْتَجَابٌ مَا لَمْ يُقَارِبُوا الذُّنُوب»(76)؛ با اسناد نقل شده امام رضا (ع) فرمود كه فرستاده ی خدا (ص) فرموده: دعاى كودكان امت من، تا هنگامى كه به گناه نزديك نشوند، برآورده و اجابت مى‏شود.

دعا در اشعار شاعران

حافظ:

دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت           عمریست که عمرم همه در کار دعا رفت

و نیز:

در راه عشق مرحله قرب و بعد نیست            می بینمت عیان و دعا می فرستمت

هر صبح و شام قافله ای از دعای خیر             در صحبت شمال و صبا می فرستمت

ای غایب از نظر که شدی همنشین دل            می گویمت دعا و ثنا می فرستمت

و نیز:

حافظا در کنج فقر و خلوت شبهای تار  تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور(77)

سعدی:

غنیمت شمارند مردان دعا                 که جوشن بود پیش تیر بلا(78)

فروغی بسطامی:

من به دعا کرده ام مدعیان را هلاک      زان که خواص دعا دفع بلا کردن است(79)

اوحدی مراغه ای:

گر دعا جمله مستجاب شدی              هر دمی عاملی خراب شدی

تو دعا را اگر ندانی روز                            نشوی بر مراد خود پیروز(80)

پروین اعتصامی:

بزرگی داد یک درهم گدا را              که هنگام دعا یاد آر ما را

یکی خندید و گفت این درهم خرد      نمی ارزید این بیع و شرا را(81)

 ترجمه منظوم:

 به ترغيب كار دعا شاهدين            بفرموده اين مطلب دلنشين‏

گرفتار شخصى كه اندوه و درد            بوى سخت بگرفته اى رهنورد

نيازش گرانمايه‏تر بر دعا            نباشد چو خوش بنگرى برملا

از آن تندرستى كه از درد و رنج            ندارد امان در سراى سپنج‏

نكو چون ببینى همين دو گروه            درين دستگاه غنى از شكوه‏

به درخواستها و دعا همچنان‏            بدارند حاجت از آن جان جان‏

يكى بهر صحت از آن حال بد            دگر از پى حفظ بهبود خود(82)

 و نیز

گرفتار دردى، كه رنج و بلا            گرفتش در آغوش و شد مبتلا

نباشد به ذكر و دعا، در نياز            فزون‏تر از آن كس، به دهر مجاز

كه از تندرستى خود در امان            نباشد ز درد و بلاى زمان‏(83)

پی نوشت ها

1- ترجمه‏گوياوشرح‏فشرده‏اى‏برنهج‏البلاغه‏، مترجم: محمدرضاآشتيانى-محمدجعفرامامى‏، حكمت 302، قم، انتشارات‏مطبوعاتى‏هدف‏، چاپ اول(بی تا).‏

2- ترجمه وتحقيق مفردات الفاظ قرآن‏، سيد غلامرضا خسروي حسيني، ج‏1، ص310، تهران‏، انتشارات مرتضوي‏،چاپ دوم، 1375 ش.‏

3- - شرح‏نهج‏البلاغة، سيدعباس موسوي، ج 5، ص435، بيروت، انتشارات دارالرسول‏الاكرم-دارالمحجةالبيضاء، چاپ اول، سال 1376ش.

4- قاموس قرآن، سيد علي اكبر قرشي، ج‏2، ص347، تهران ، انتشارات دار الكتب الإسلامية، چاپ ششم، 1371 ش.

5- مفردات نهج البلاغة، سيد علي اكبر قرشي بنابي، ج1، ص387، تهران، انتشارات‏مؤسسه  نشر قبله ، چاپ اول، 1377ش.

6- همان،ج2، ص732.

7- جلوه‏تاريخ‏درشرح‏نهج‏البلاغه‏ابن‏ابي‏الحديد، عزالدين ابو حامد ابن ابي الحديد، ترجمه محمودمهدوي‏دامغاني، ج8 ، ص89، تهران، نشرني، چاپ دوم، 1375ش.

8- نهج‏البلاغه، ترجمه محمددشتي، حكمت 146، قم‏،‏انتشارات‏مشهور، چاپ اول‏، 1379ش.

9- تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، عبد الواحد تميمي آمدي، ص192، قم،انتشارات دفتر تبليغات، چاپ اول، 1366 ش.

10- امالي شيخ مفيد، ترجمه استادولي، ص184، مشهد، انتشارات آستان قدس‏، چاپ اول،1364 ش. ؛ تفصيل وسائل الشيعة إلي تحصيل مسائل الشريعة، محدث عاملي، ج‏15، ص252، ‏ قم، انتشارات آل البيت‏، چاپ اول، 1409 ق.

11- ترجمه‏غررالحكم‏ودررالكلم، عبد الواحد تميمى آمدى‏،ترجمه سيدهاشم‏رسولى‏محلاتى، ج1، ص361، تهران، انتشارات دفترنشرفرهنگ‏اسلامى، چاپ دوم،1378ش.

12- إرشاد القلوب إلي الصواب، شيخ حسن ديلمي، ج‏1،ص 149 قم، انتشارات ‏شريف رضى‏، چاپ اول،1412 ق.

13- همان، ج‏1ص 149.

14- اصول كافي، ترجمه حاج سيد جواد مصطفوي،‏ ج‏4 ص215، تهران، انتشارات كتاب فروشي علميه اسلاميه، چاپ اول ‏‌(بي تا).

15- الكافي، ابي جعفر محمد بن يعقوب اسحاق الكليني، تحقيق: علي اكبر غفاري، ج‏2، ص 469 تهران، انتشارات دار الكتب الاسلامية، چاپ پنجم، 1363ش.

16- اصول كافى، ترجمه مصطفوى، ج‏4، ص 216.

17- امالي شيخ صدوق، ترجمه محمد باقر كمره‏اي، ص62‏ تهران،انتشارات اسلاميه، چاپ ششم،‏1376 ش.

18- إرشاد القلوب إلى الصواب، ج‏1، ص 148.

19- همان، ج‏1، ص 148.

20- عدة الداعي و نجاح الساعي، ابن فهد حلي، ص 203،‏ قم، انتشارات دارالكتاب اسلامي، چاپ اول، 1407 ق.

21- نهج البلاغة، ترجمه دشتى، حكمت 104.

22- این شخص اشعث بن قیس بود که همه جا روحیه ی اعتراض داشت و خود از عوامل پذیرش حکمیت بود.

23- نهج البلاغة، ترجمه دشتى، خطبه 121.

24-  همان، نامه 31.

25- همان،حكمت 135.

26- همان،حكمت 435.

27- إرشاد القلوب إلى الصواب، ج‏1،ص 148.

28- همان، ج‏1ص  148.

29-مكارم الأخلاق، شيخ حسن فرزند شيخ طبرسي‏، ص270, قم، انتشارات شريف رضي، چاپ چهارم،1370 ش.‏

30- تصنيف غرر الحكم و درر الكلم،ص 192.

31- همان،ص192.

32- إرشاد القلوب إلى الصواب، ج‏1ص 148.

33- اصول كافى،ترجمه مصطفوى، ج‏4،ص213.

34- الكافي، ج‏2 ص 468.

35- همان، ج‏2 ص 468.

36- اصول كافى،ترجمه مصطفوى، ج‏4 ص 214.

37- همان، ج‏4،ص214.

38- همان، ج‏4،ص214.

39- الكافي، ج‏2،ص468.

40- نهج البلاغة، ترجمه دشتى، نامه31.        

41- ارشاد القلوب،  ترجمه سيد عبد الحسين رضائي، ج‏1،ص 355، تهران، انتشارات اسلاميه، چاپ سوم، 1377 ش.

42- تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص193.

43- همان، ص193.

44- ثواب الاعمال، ترجمه صادق حسن زاده‏، ص357، تهران،  انتشارات ارمغان طوبى‏، چاپ اول،1382 ش‏.

45- الأربعون حديثا، شهيد اول‏، ص 69، قم‏، انتشارات مدرسه امام مهدى‏، چاپ اول،1407 ق.‏

46- عدة الداعي و نجاح الساعي،ص260.

47- مكارم الأخلاق، ص271.

48- الأربعون حديثا، ص42.

49- مكارم الأخلاق، سيد ابراهيم مير باقرى، ج‏2، ص10، تهران، انتشارات فراهانى،‏ چاپ دوم، 1365 ش.

50- مكارم الأخلاق، ص271.

51- همان، ص271.

52- همان، ص271.

53- مفتاح الفلاح في عمل اليوم و الليلة، شيخ بهائى، ص46 ‏ بيروت‏، انتشارات دار الأضواء، چاپ اول، 1405ق.

54- مكارم الأخلاق، ص271.

55- نهج الفصاحة مجموعه كلمات قصار حضرت رسول(ص)، ابو القاسم پاينده، ص226، تهران‏، انتشارات دنياي دانش، چاپ چهارم، 1382 ش‏.

56- مكارم الأخلاق، ص271.

57- همان، ص271.

58- عدة الداعي و نجاح الساعي، ص 18.

59- إرشاد القلوب إلى الصواب، ج‏1 ص 152 

60- إرشاد القلوب إلى الصواب، ج‏1، ص 148.

61- همان، ج‏1،ص 149.

62- بحار الأنوار، محمد باقر مجلسي، ج‏74،ص57، تهران، انتشارات اسلاميه(بي تا)؛ پيام پيامبر؛ بهاء الدين خرمشاهي، مسعود انصاري، ص 117، تهران، انتشارات منفرد، چاپ اول، 1376 ش. ‏

63- الكافي، ج‏2،ص473.

64- بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏74،ص175.

65- تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص193.

66- همان، ص 193.

67- فرقان/ 67.

68- بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏68،ص344.

69- عدة الداعي و نجاح الساعي، ص 138.

70- بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏71 ،ص222.

71- ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص153.

72- جامع الأخبار، تاج الدين شعيري، ص155 قم، انتشارات رضي، چاپ اول، 1405 ق.

73- مشكاة الأنوار في غرر الأخبار، فضل بن حسن حفيد شيخ طبرسي، ص162، نجف‏اشرف، انتشارات حيدريه‏، چاپ دوم،1385 ق.

74- نهج الفصاحة مجموعه كلمات قصار حضرت رسول، ص483.

75- عدة الداعي و نجاح الساعي، ص131.

76- صحيفة الرضا عليه السلام، امام رضا(ع)‏ ص55، مشهد، ناشر: كنگره امام رضا(ع)‏ چاپ اول، 1406ق.‏

77- دیوان حفظ؛ حافظ شیرازی.(برگرفته از نرم افزار دُرج)

78- بوستان سعدی؛ سعدی شیرازی. (برگرفته از نرم افزار دُرج)

79- دیوان اشعار؛ فروغی بسطامی. (برگرفته از نرم افزار دُرج)

80- جام جم؛ اوحدی مراغه ای. (برگرفته از نرم افزار دُرج)

81- دیوان  اشعار؛ پروین اعتصامی. (برگرفته از نرم افزار دُرج)

82- خورشيد هدايت، عباس ايراندوست، ج2، ص1764، تهران، انتشارات اسلاميه، چ اول، 1344ش.

83- نهج‏البلاغه‏منظوم‏كلمات‏قصار، حميد قاضي خاكياسري، ص173، تهران، انتشارات شهرآب ‏باهمكاري ‏بنيادنهج‏البلاغه‏، چاپ اول، 1372ش.